اهميت بسيار دارد . ابو ريحان كوشيده است درين كتاب تا آنجا كه ممكنست از اصطلاحات موجود فارسى براى علم رياضى استفاده كند . غالب اين اصطلاحات عينا اصطلاحاتيست كه از اواخر عهد ساسانى در نجوم و رياضيات وجود داشته است مانند پرى يا پرماهى براى حالت امتلاء نور قمر ، بهر و بهره بمعنى قسمت و بخش ، سال خداه ( سالخذاه ) بمعنى ربّ السنة و صاحب السنة و جز آنها كه همه مورد استفادهء استاد قرار گرفته است . بعضى اصطلاحات و تعبيرات نيز از مبانى هندى و سانسكريت است « 1 » .
استعمال كلمات عربى در اين كتاب كم است و آنچه از لغات عربى آمده ساده و مستعمل در زبان فارسى آنروزست . كتاب التفهيم چنين شروع مىشود :
« دانستن صورت عالم و چگونگى نهاد آسمان و زمين و آنچ بميان هردو است از روى شنيدن و بتقليد گرفتن ، همچو چيزهاى سخت سودمندست اندر پيشهء نجوم . از يراك گوش بنامها و لفظها كه منجمان به كار دارند خو كند ، و صورت بستن معانى آسان گردد ، تا چون بعلتها و حجتهاى آن بازآيد و آن را بحقيقت خواهد تا بداند ، از انديشه و فكرت آسوده بود ، و رنج او از هردو سو بر او گرد نيايد ، و اين يادگار همچنين كردم مر ريحانه بنت الحسين الخوارزمية را ، كه خواهنده او بود ، بر طريق پرسيدن و جواب دادن ، بر رويى كه خوبتر بود و صورت بستن آن آسانتر ، و ابتدا كردم بهندسه ، پس بشمار ، پس به صورت عالم ، پس به احكام نجوم ، از يراك مردم نام منجمى را سزاوار نشود تا اين چهار علم را بتمامى نداند . و ايزد تعالى توفيقدهنده است بر خوبگفتار و كردار ، بمنت خويش » « 2 » التفهيم ص 2
ترجمه و شرح رسالهء حىّ بن يقظان - حىّ بن يقظان از آثار تمثيلى عرفانى شيخ الرئيس ابو على سيناست . اين داستان عرفانى را شيخ در قلعهء فردجان نوشت و در آن شرح حال پيرى از اهل بيت المقدس بنام حىّ پسر يقظان آمده است . مراد ازين حىّ بن يقظان اشاره به « عقل فعّال » است كه صوفى زاهد را در وصول به حق ياورى مىكند . حىّ بن يقظان به وصيت پدر بگردش در بلاد مبادرت جسته و يقظان مفتاح همهء
هامش
( 1 ) - رجوع شود به مقدمهء التفهيم چاپ آقاى همايى استاد محترم دانشگاه تهران ، 1318 شمسى ص : قص - قفو
( 2 ) - در اينجا ذكر رسالهء فارسى « اسطرلاب » از ابو الحسين عبد الرحمن بن عمر صوفى رازى ( م 376 ) و « جامع شاهى » از ابو سعيد احمد بن محمد بن عبد الجليل سگزى لازمست « فهرست كتابخانهء مركزى دانشگاه ؛ بخش 3 از ج 3 ص 829 و 870 »