و شيرين و دلانگيز دارد « 1 » .
شرح قصيدهء ابو الهيثم - قصيدهء فارسى خواجه ابو الهيثم احمد بن حسن جرجانى را پيش ازين با ذكر احوال گويندهء آن آوردهايم « 2 » و درينجا راجع بشرح آن قصيده كه بنثر شيوايى از اوايل قرن پنجم است سخن ميگوييم . همچنانكه در شرح حال ابو الهيثم گفتيم قصيدهء او را دو تن شرح كردهاند يكى ناصر بن خسرو قباديانى در كتاب جامع الحكمتين كه در مجلّد دوم ازين كتاب ذكر خواهد شد ، و ديگر همين كتاب كه بذكر آن مشغوليم و آن از شاگرد ابو الهيثم يعنى ابو سعد محمد بن سرخ نيشابورى است . ابو الحسن بيهقى ( م . 565 ) نام محمد بن سرخ را يكبار در كتاب خود آورده « 3 » و او را شارح قصيدهء ابو الهيثم شمرده است و همين اشارت در ترجمهء تتمة صوان الحكمة يعنى كتاب درّة الاخبار و لمعة الانوار ( چاپ تهران ص 178 ) نيز نقل شده است و مسلّما او همان « محمد ابى سعد المعروف بسرخ » است كه نظامى عروضى نام او را آورده و ويرا پدر استاد خود « الشيخ الامام ابو جعفر » معرفى كرده است « 4 » .
بنابرين محمّد بن سرخ پدر ابو جعفر استاد نظامى عروضى بوده است و چون نظامى عروضى كتاب خود را در حدود سال 550 تأليف كرده است . پس قاعدة بايد محمّد بن سرخ در اوايل قرن پنجم زيسته و كتاب او باقلّ احتمالات در نيمهء اول آن قرن تدوين شده باشد . سياق عبارات و كلمات كتاب هم شباهت آن را بآثار اواخر قرن چهارم و اوايل قرن پنجم با روشنى تمام ثابت مىكند .
محمد بن سرخ ميگويد كه « . . . نه سال خواجه ابو الهيثم را شاگردى كردم و هرچ بياوردم از وى شنيده بودم و از خويشتن هيچ نياوردم » « 5 » . بنابرين محمد بن سرخ
هامش
( 1 ) - رجوع شود به نمونهء سخن پارسى ج 1 ص 42 - 47 و سبكشناسى مرحوم بهار ج 2 ص 226 - 228
( 2 ) - رجوع شود به همين كتاب ص 521 - 523
( 3 ) - تتمة صوان الحكمة چاپ لاهور ، 1351 قمرى ، ص 132
( 4 ) - چهار مقاله چاپ ليدن ص 82
( 5 ) - شرح قصيدهء فارسى ابو الهيثم ، تهران 1334 ، ص 109