و در مقدمهء آن چنين آمده است :
« . . . بفرخى و پيروزى و نيكاخترى امير السيد الملك العادل ابى الحرث محمد بن احمد مولى امير المؤمنين اطال اللّه بقاه و سعادت روزگار وى ، آغاز كرديم اين كتاب را اندر صفت زمين در سال سيصد و هفتاد و دو از هجرت پيغمبر صلوات اللّه عليه ، و پيدا كرديم همهء ناحيتهاى زمين و پادشاهيهاى وى آنج معروفست ، با حال هرقومى كاندر ناحيتهاى مختلفند و رسمهاى ملوك ايشان ، چونانك اندرين روزگار ماهست ، با هرچيزى كه از آن ناحيت خيزد ، و پيدا كرديم همهء شهرهاى جهان كه خبر او بيافتيم اندر كتابهاى پيشينگان [ و ياد كرد ] حكيمان ، با حال آن شهر ببزرگى و خردى و اندكى و بسيارى نعمت و خواسته و مردم و آبادانى و ويرانى وى ، و نهاد هرشهرى از كوه و رود و دريا و بيابان با هرچيزى كه از آن شهر خيزد ، و پيدا كرديم نهاد درياهاى همهء جهان و جايهاى وى از خرد و بزرگ و مردابهايى كاو را خليج خوانند با هرچيزى كه از آن دريا خيزد ، و پيدا كرديم نهاد درياهاى همهء جزيرهايى كه بزرگست از آبادان وى و ويران و حال مردم وى و هرچيز كه از آن جزيره خيزد و پيدا كرديم همهء كوههاى اصلى كاندر جهانست و معدنهاى گوناگون كاندرويست و جانورانى كآنجا باشند ، و پيدا كرديم همهء رودها كه اندر جهانست بزرگ ، از آنجا كه پيدا شود تا آنجا كه اندر دريا افتد يا به كار شود اندر كشت و برز ، خاصه آن رودها كه اندرو كشتى تواند گذشتن ، از آنك آبهاى خرد [ را ] عدد پديد نيست ؛ و پيدا كرديم همهء بيابانها و ريگهايى كه معروفست اندر جهان با مقدار وى بدرازا و پهنا » « 1 »
مؤلف اين كتاب گرانبها متأسفانه معلوم نيست ولى سال تأليف را چنان كه ديدهايم بصراحت معلوم كرده و آن را به ابو الحرث محمد بن احمد فريغون تقديم داشته است . اين ابو الحرث محمد معاصر ابو القاسم نوح بن منصور سامانى و از آل فريغون يا فريغونيان بوده كه در گوزگانان اقامت داشتند و از خاندانهاى مشهور خراسان بودند و بدست سلطان محمود غزنوى از ميان رفتند .
نور العلوم از شيخ ابو الحسن خرقانى عارف مشهور قرن چهارم ( م . 425 ) است در مبانى عرفان كه نسخهء موجود آن را يكى از شاگردانش بعد از مرگ مرشد خود انتخاب كرده و در ده باب تدوين نموده است . ازين كتاب نسخهء منحصرى در موزهء بريتانيا موجودست كه برتلس خاورشناس روسى آن را در سال 1929 در مجلّهء « ايران » كه به زبان روسى نشر مىيابد طبع كرده است . نور العلوم انشائى بسيار ساده و روان
هامش
( 1 ) - حدود العالم چاپ تهران ص 4 - 5