ديگر كتابى بنام اخبار نريمان « 1 » كه على الظاهر آن هم جزئى از شاهنامهء بو المؤيد بود و جداگانه بنظم درنيامد .
ديگر اخبار سام « 2 » كه كتاب مفصلى در شرح پهلوانيها و سفرها و عشقبازيهاى سام نريمان بود و آن را بيرون از شاهنامهء فردوسى بنظم كشيدهاند .
ديگر اخبار كيقباد « 3 » كه على الظاهر داستان مفصلى بود ولى در شاهنامهء فردوسى چنان كه مىبينيم مختصرست .
اينك ميپردازيم بذكر بعضى از آثار موجود نثر پارسى در قرن چهارم و اوايل قرن پنجم :
رساله در احكام فقه حنفى كه از آن نسخهيى در يك مجموعهء كهنسال متعلّق به آقاى دكتر مهدى بيانى و نسخهيى ديگر در استانبول موجودست . قسمتى ازين رساله يعنى متن آن تصنيف حكيم ابو القاسم بن محمد سمرقندى ( م . 343 ) و مقدمه و خاتمهء آن از خواجه محمد حافظى معروف به « خواجهء پارسا » است كه در قرن هشتم ميزيسته « 4 » .
مقدمهء شاهنامهء ابو منصورى - چنان كه ديدهايم ابو منصور محمد بن عبد اللّه المعمرى وزير ابو منصور بن عبد الرزاق از جانب او مأمور گردآوردن مطلعين خراسان براى نوشتن شاهنامهيى بنثر پارسى شده بود وى بعد از آنكه كار تأليف شاهنامه بانجام رسيد مقدمهيى برآن نگاشت ( 346 هجرى ) كه به « مقدمهء قديم شاهنامه » معروفست و اينك نمونهيى از آن در مقدمهء بعضى از نسخ قديم شاهنامه در دست داريم .
اين ابو منصور المعمرى چنان كه در مقدمهء شاهنامه آمده است ، از اعقاب يكى از سرداران عهد ساسانى و از اصيلزادگان طوس بود و نثرى كه ازو بازمانده بعد از قطعهء منسوب به ابو المؤيد و شايد بعد از كتاب عجايب البلدان كه بايد ذكر كنيم و
هامش
( 1 ) - مجمل التواريخ ص 2 . تاريخ سيستان ص 7
( 2 ) - ايضا مجمل التواريخ ص 2 . تاريخ سيستان ص 7
( 3 ) - مجمل التواريخ ص 2
( 4 ) - رجوع شود به ياد داشت آقاى دكتر مهدى بيانى در ذيل صفحهء 2 - 3 از كتاب برگزيدهء نثر پارسى ج 1 فراهم آوردهء آقاى دكتر محمد معين