تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
ظهور كرد . پيش از ورود در قيام يعقوب و شرح خصائل و اهميت قيام او بايد از لحاظ بستگى شديدى كه زندگى او با خوارج و عياران دارد در اين باب مختصر بحثى كنيم . چنان كه گفتيم سيستان يكى از مراكز مهم خوارج بود زيرا اين ناحيه از مركز خلافت دور و علاوه بر اين بوسيلهء ريگهاى وسيع از ساير نقاط مجزا بود . به همين جهت خوارج آنجا را يكى از پناهگاههاى مهم خود قرار داده بودند . اين خوارج بيشتر از اهالى سيستان بودند و گويى مراد ايشان از اين قيام دينى بيشتر رهانيدن سرزمين خويش از چنگ اعراب غالب بوده است و اتفاقا بزرگترين پيشوايان اين گروه در سيستان از ايرانيان بوده‌اند . آخرين خارجى بزرگ كه چندى پيش از ظهور يعقوب در سيستان قيام نموده و در فارس و كرمان و سيستان و خراسان كار را بر عمال خلفا تنگ كرده بود حمزه پسر آذرك شارى معروف به حمزة بن عبد الله خارجى است . اين شخص نسبت خود را به « زو » طهماسب ميرسانيد « 1 » و چون يكى از عمال نسبت به دو بىادبى كرده بود او ستيزه آغاز نهاد و به حج رفت و پس از بازگشت ياران خلف خارجى بر او گرد آمدند چنان كه سپاهى عظيم فراهم آورد و عمال هرون الرشيد را بشكست و مردم سيستان را از اداى خراج بعمال خليفه بازداشت و خود نيز از آنان چيزى نگرفت و از اين هنگام ببعد خراجى از سيستان ببغداد فرستاده نشد . از اين پس حمزة با على بن عيسى عامل خراسان و سرداران او جنگهاى بزرگ كرد و كرمان و خراسان و سيستان را بر خليعه و عمال او تباه نمود چندانكه على بن عيسى از هرون مدد خواست و خليفه بتن خويش بسال 192 ناگزير بخراسان رفت و با آنكه نامه‌يى مبنى بر امان به حمزه نگاشت او حاضر به مصالحه نشد و سى هزار سپاهى براى جنگ با خليفه گرد آورد و تا نيشابور پيش راند ولى چون در اينجا شنيد كه هرون در گذشته است بغزو سند و هند رفت و تنها پنجهزار تن از سواران خود را در خراسان و سيستان و پارس و كرمان گماشت و « گفتا نگذاريد اين ظالمان بر ضعفا جور كنند » . حمزه در عهد مأمون و مدتى از عهد
هامش
( 1 ) - تاريخ سيستان ص 156