طاهريان نيز ميزيست و بسال 213 هجرى درگذشت « 1 » .
پس از حمزه بزرگترين پيشواى خوارج سيستان عمّار خارجى بود كه بعهد خلافت المتوكل على اللّه از ناحيت كش برخاست و در سيستان نفوذ يافت و ظهور او مصادف بود با آغاز كار يعقوب بن ليث صفار .
در اين عهد در سيستان گروهى ديگر بودند بنام عيّاران . عياران يا جوانمردان يا فتيان طبقهيى از طبقات اجتماعى ايران و از مردمان جلد و هوشيار از طبقهء عوام الناس و مردمى خامل ذكر بودهاند كه رسوم و آداب و تشكيلات خاصى داشته و در هنگامهها و غوغاها يا در جنگها خودنمايى ميكردهاند . اينان بيشتر تشكيل دستههايى ميداده و گاه به يارى امرا و يا دستههاى مخالف آنان برميخاسته و در جزو لشكريان آنان ميجنگيدهاند و از تواريخ چنين برميآيد كه اين مردم در عهد بنى العباس در بغداد و سيستان و خراسان بسيار شده بودند . معمولا اين دستهها پيشوايان و رؤسايى داشتند كه بقول صاحب تاريخ سيستان آنانرا « سرهنگ » ميناميدند « 2 » . عياران مردمى جنگجو و شجاع و جوانمرد و داراى صفات عالى مردانگى و ضعيفنوازى بودند و در غالب شهرهاى سيستان و خراسان از ايشان يافته ميشد و گاه ممكن بود عدد آنان در بعضى از شهرها به چند هزار تن برسد و در هرشهر رئيسى داشته و بنابر آنچه گذشت او را سرهنگ ميناميدهاند و ممكن بود به نسبت عدهء عياران در برخى از شهرها چند سرهنگ وجود داشته باشد .
عياران سيستان بنابر آنچه از تاريخ سيستان برميآيد در اغلب موارد با مخالفان دولت عباسى همداستان ميشده و در جزء سپاهيان آنان وارد ميگرديدهاند مثلا در قيام حمزة بن عبد اللّه خارجى ، يكى از سرهنگان عياران بنام ابو العريان با او همراه بود « و اين ابو العريان مردى عيار بود از سيستان و از سرهنگشماران بود و غوغا يار او بودند « 3 » » و پس ازو نام كسى ديگر يعنى حرب بن عبيده را مىيابيم كه در خواش ظهور كرد « و گروهى بسيار از غوغا با او بودند « 4 » » و او عامل خليفه اشعث بن محمد بن الاشعث
هامش
( 1 ) - تاريخ سيستان ص 180
( 2 ) - ايضا ص 161
( 3 ) - ايضا ص 161
( 4 ) - ايضا ص 172