تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 596

مساهمون:

ص٥٩٦
لاله بشمشاد برآميختند * ژاله بگلزار درآويختند بر سر آن مشك فروبيختند * وز بر اين درّ فروريختند نقش و تماثيل برانگيختند * از دل خاك و دو رخ كوهسار قمريَكان ناى بياموختند * صُلصُلكان مشك تبت سوختند زرد گلان شمع برافروختند * سرخ گلان ياقوت اندوختند سرو بنان جامهء نو دوختند * زينسو وز آنسو بلب جويبار طوطيكان بر گُلَكان تاختند * آهوكان گوش برافراختند گورخران ميمنه‌ها ساختند * زاغان گلزار بپرداختند بيدلكان جان و روان باختند * با تركان چگل و قندهار باز جهان خرّم و خوش يافتيم * زى سمن و سوسن بشتافتيم زلف پريرويان برتافتيم * دل ز غم هجران بشكافتيم خوبتر از بوقلمون يافتيم * بوقلمونيها در نوبهار پيكر در پيكر بنگاشتيم * لاله بر لاله فروكاشتيم گيتى را چون چمن انگاشتيم * دست بياقوت تر انباشتيم باز بهر گوشه برافراشتيم * شاخ گل و نسترن آبدار باز جهان گشت چو خرّم بهشت * خويد دميد از دو بناگوش مشت « 1 » ابر به آب مژه در روى كشت * گل بمل و مل به گل اندر سرشت باد سحرگاهى ارديبهشت * كرد گل و گوهر بر ما نثار
هامش
( 1 ) - مشت : بكسر اول جوى آب