لاله بشمشاد برآميختند * ژاله بگلزار درآويختند
بر سر آن مشك فروبيختند * وز بر اين درّ فروريختند
نقش و تماثيل برانگيختند * از دل خاك و دو رخ كوهسار
قمريَكان ناى بياموختند * صُلصُلكان مشك تبت سوختند
زرد گلان شمع برافروختند * سرخ گلان ياقوت اندوختند
سرو بنان جامهء نو دوختند * زينسو وز آنسو بلب جويبار
طوطيكان بر گُلَكان تاختند * آهوكان گوش برافراختند
گورخران ميمنهها ساختند * زاغان گلزار بپرداختند
بيدلكان جان و روان باختند * با تركان چگل و قندهار
باز جهان خرّم و خوش يافتيم * زى سمن و سوسن بشتافتيم
زلف پريرويان برتافتيم * دل ز غم هجران بشكافتيم
خوبتر از بوقلمون يافتيم * بوقلمونيها در نوبهار
پيكر در پيكر بنگاشتيم * لاله بر لاله فروكاشتيم
گيتى را چون چمن انگاشتيم * دست بياقوت تر انباشتيم
باز بهر گوشه برافراشتيم * شاخ گل و نسترن آبدار
باز جهان گشت چو خرّم بهشت * خويد دميد از دو بناگوش مشت « 1 »
ابر به آب مژه در روى كشت * گل بمل و مل به گل اندر سرشت
باد سحرگاهى ارديبهشت * كرد گل و گوهر بر ما نثار
هامش
( 1 ) - مشت : بكسر اول جوى آب