بر وزن يكى از قصائد اعشى بن قيس باهليست كه منوچهرى دو بيت آن را در آن قصيده تضمين كرده است :
ابر زيروبم شعر اعشى قيس * زننده همى زد بمضرابها
و كأس شربت على لذّة * و اخرى تداويت منهابها
لكى يعلم الناس أنّى امرؤ * اخذت المعيشة من بابها
و قصيدهء :
فغان ازين غراب بين و واى او * كه در نوافگند مان نواى او
بر وزن قصيدهييست از عتّاب بن ورقاء شيبانى كه بدين مصراع آغاز مىشود : « اما صحا اما ارعوى اما انتهى . . . » و شاعر خود در قصيدهء خويش باستقبال ازين قصيده اشاره كرده و گفته است :
اما صحابتا زيست و من همى * بپارسى كنم اما صحاى او
علاوهبرين منوچهرى اسامى بسيارى از شاعران عرب و يا شاعران بزرگ پارسىزبان پيش از خود را در اشعار خويش خاصه در قصيدهء « اى نهاده بر ميان فرق جان خويشتن . . . » آورده است چنان كه فهم آن قصيده محتاج شرح دقيق تاريخى از آنست « 1 » .
اين اشارات و اسامى اغلب در نسخ ديوان منوچهرى با تحريفات عجيب همراهست تا بجايى كه خواندن برخى از ابيات پيش از تصحيح دقيق كارى دشوار به نظر ميآيد .
علّت عمدهء ايراد اين اسامى يا ذكر قصائد مشهور عربى و امثال اين امور آنست كه منوچهرى باظهار علم در شعر اصرار داشت و گويا ميخواست ازين طريق جوانى خود را در برابر شاعران سالخوردهيى مانند عنصرى و همرديفان او جبران كند . عادت منوچهرى باظهار علم باعث استعمال لغات و اصطلاحات مهجور عربى در شعر او شده و گاه آن را بخشونت و درشتى مقرون ساخته است ليكن در عين حال بايد اذعان داشت كه حتى آن اشعار كه با چنين تركيباتى بوجود آمده است نيز جذابيت
هامش
( 1 ) - بهترين شروحى كه ازين قصيده ترتيب يافته عبارتست از آنچه مرحوم محمد خان قزوينى در حواشى چهار مقاله ( ص 127 - 128 ) و آقاى سعيد نفيسى در مجلد سوم احوال و اشعار رودكى ( ص 1135 ببعد ) و آقاى دبيرسياقى در حواشى و تعليقات ديوان منوچهرى ( ص 198 - 199 ) آوردهاند .