باران قطرهقطره همى بارم ابروار * هرروز خيرهخيره ازين چشم سيلبار
ز آن قطرهقطره قطرهء باران شده خجل * ز آن خيرهخيره خيره دل من ز هجر يار
يارى كه ذرّهذرّه نمايد مرا نظر * هجرانش بارهباره به من برنهاد بار
ز آن ذرّهذرّه ذرّه چو كوه آيدم بدل * ز آن بارهباره باره به چشم آيدم بخار
دل گشته رخنهرخنه بزارى بتيغ هجر * ز آن مشك تودهتوده بر آن گرد لالهزار
ز آن رخنهرخنه رخنه شده عقل و دين مرا * ز آن تودهتوده توده بدل بر غم نگار
دندانش دانهدانهء دُرّست جانفزاى * لبهاش پارهپاره عقيقست آبدار
ز آن دانهدانه دانهء دُرّ يتيم زرد * ز آن پارهپاره پارهء ياقوت سرخخوار . . .
زلفينش نافهنافه گشايد نثار مشك * عارضش لالهلاله نمايد فروغ نار
ز آن نافهنافه نافهء خوشبوى با دريغ * ز آن لالهلاله لالهء خودروى با بهار
سيمست بيضهبيضه بر آن سيم سنگدل * ريحان دستهدسته بر آن طرف گل نگار
ز آن بيضهبيضه بيضهء كافور جفت خاك * ز آن دستهدسته دستهء سنبل ببوى خار
تيمارش عقدهعقده اندر دلم زده است * وز خواجه تحفهتحفه نشاط دل و قرار
ز آن عقدهعقده عقدهء ابروى او مدام * ز آن تحفهتحفه تحفه چنين مدح پايدار
51 - منوچهرى
ابو النجم احمد بن قوص « 1 » بن احمد منوچهرى دامغانى « 2 » از جملهء شعراى طراز اول ايران در نيمهء اول قرن پنجم هجريست .
اسم و نسب او چنان كه در بيت ذيل آورده همانست كه گفتهايم :
بر هركسى لطف كند و بيشتر لطف * بر احمد بن قوص بن احمد كند همى
دولتشاه مولد او را بلخ دانسته « 3 » ليكن او خود بمولد خويش اشارهء صريح دارد ، آنجا كه گفته است :
سوى تاج عمرانيان هم برينسان * بيامد منوچهرى دامغانى
ولادت او ظاهرا در اواخر قرن چهارم يا سالهاى نخستين قرن پنجم اتفاق افتاده است زيرا او در اشعارى كه بعهد سلطنت مسعود بن محمود ( 421 - 432 ) سروده ، چندبار بجوانى خود اشاره كرده است و بنابر قول عوفى نيز « اندك عمر بسيار فضل » بود و تاريخ
هامش
( 1 ) - ضبط اين اسم بدرستى معلوم نيست
( 2 ) - لباب الالباب ج 2 ص 53
( 3 ) - تذكرة الشعرا چاپ هند ص 19