تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 577

مساهمون:

ص٥٧٧
بساغر مى اگر بنگرى نيارى ياد * ز برگ لالهء سيراب و آبدار سمن جواب دادم اگر ضامن روان رهى ( ؟ ) * بسست عهدى تا كى برى به من بر ظن بطبع و طوع همى سوى او روم كه نديد * چنو جواد جهان و چنو كريم زَمَن شهاب دولت شمس الكفاة ابو القاسم * حميد حمد هنر خواجه احمد بن حسن
* *
بوقت نرگس ار خواند كسى فردوس گيتى را * بيك معنى روا باشد كه دل‌مان داردش باور ز بهر آنكه جز در خلد كى شايد بدن هرگز * درختى كش تن از مينا و برگ از سيم و بار از زر
* *
چنانم كه مجنون عامر نبود * ز تيمار ليلى بليل و نهار وفادار مهر توام تا زيَم * تو خواهى وفادار و خواهى ندار

50 - عسجدى

ابو نظر عبد العزيز بن منصور العسجدى المروزى « 1 » را هدايت « 2 » مروزى قزوينى دانسته و دولتشاه « 3 » هروى شمرده و صحّت اين هردو قول مورد ترديدست . از احوال او اطلاعى در دست نيست ليكن مسلّمست كه از معاصران محمود غزنوى و مدّاح او بوده و در خدمتش تقرّب داشته است و قصيده‌يى در فتح سومنات ، كه بسال 416 صورت گرفته بود ، ساخته بوده است بدين مطلع :
تا شاه خسروان سفر سومنات كرد * كردار خويش را علم معجزات كرد
دولتشاه عسجدى را از جملهء شاگردان استاد عنصرى دانسته است و در صحّت اين قول نيز ترديد كلّى است . هدايت وفات او را در سال 432 نوشته است و اگر چنين باشد او فقط بايست دورهء سلطنت محمود و مسعود را درك كرده باشد و حال آنكه بنابر شاهد
هامش
( 1 ) - لباب الالباب ج 2 ص 49 - 53 ( 2 ) - مجمع الفصحا ج 1 ص 340 ( 3 ) - تذكرة الشعرا چاپ هند ص 24