47 - بزرجمهر قاينى
وى از شاعران و ادبا و امراء عهد آل ناصر الدين سبكتكين و از مادحان سلطان محمود غزنوى بوده است « 1 » . نام و نسب او چنان كه در لباب الالباب و تتمة اليتيمهء ثعالبى « 2 » آمده « امير ابو منصور بزرجمهر قسيم بن ابراهيم القاينى » است . شمس قيس در شمار عروضيان عجم كسى را بنام بزرجمهر قسيمى ياد كرده است « 3 » كه مسلّما مراد همين بزرجمهر قسيم بن ابراهيم است . ثعالبى در تتمة اليتيمة و عوفى در لباب الالباب او را از شعراء ذو اللسانين و در شعر عربى و فارسى استاد شمرده و ابياتى ازو به عربى نقل كردهاند . از اشعار پارسى اوست :
آن پستهء سرگشاده را بين * آورده بدست بر به صد ناز
چو نانك دهان ماهى خرد * آنگَه كه كند ز تشنگى باز
* *
در ميان سراى آن مهتر * كه همه فخر ما به خدمت اوست
ديگ رويين آب پندارى * ديدهء عاشقست در دل دوست
* *
جهان از طلعت سلطان اعظم * نگار اندر نگار اندر نگارست
ز نعل مركبانش از شرق تا غرب * غبار اندر غبار اندر غبارست
ز لاله كوه را وز گل چمن را * نثار اندر نثار اندر نثارست
48 - غضايرى
ابو زيد محمّد بن على الغضايرى الرازى « 4 » از شاعران بزرگ عراق و از مدّاحان امراى آخر ديلمى در رى و ستايشگر سلطان يمين الدوله محمود غزنويست . لقب شعرى او را غضايرى و غضارى هردو نوشتهاند . او خود در اشعارش غضايرى آورده است :
كجا شريف بود چون غضايرى بَرِ تو * بطبع باشد چونانكه زرّ سرخ و سفال
هامش
( 1 ) - چهار مقاله ص 28 ؛ لباب الالباب ج 1 ص 33
( 2 ) - حواشى چهار مقاله ص 133
( 3 ) - المعجم فى معايير اشعار العجم ص 135
( 4 ) - لباب الالباب ج 2 ص 59 . هدايت كنيهء او را ابو يزيد ضبط كرده است ج 1 ص 368