تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 568

مساهمون:

ص٥٦٨
نظر نظامى عروضى است بايد در گرد تصانيف استاد ابو الحسن السرخسى البهرامى گردد چون غاية العروضين و كنز القافية « 1 » و ازينجا معلوم مىشود كه تصانيف مذكور بهرامى از امّهات كتب در علوم شعرى بوده است . عوفى « 2 » برين دو كتاب اثر ديگرى افزوده و گفته است : « او را در علم شعر و معرفت آن مهارتى كامل بوده و خجسته‌نامه كه در علم عروض بىنظيرست از منشآت اوست » . شمس الدين محمّد بن قيس استاد بزرگ عروض نيز نام بهرامى را چندبار در شمار عروضيان عجم آورده است « 3 » . هدايت با آنكه بهرامى را از معاصران سبكتكين دانسته وفاتش را در سال 500 نوشته و اين باطلست . امين احمد رازى در تذكرهء هفت اقليم او را از معاصران سلطان محمود غزنوى دانسته است « 4 » . گويا وفات بهرامى در اوايل قرن پنجم اتفاق افتاده باشد . آنچه از اشعار اين شاعر باقى مانده نشان ميدهد كه او بشدت از روش شعراى عهد سامانى متأثر بوده و همان خصائص كه در اشعار آنان مىبينيم در شعر او مشهودست . اشعار او در تذكره‌ها و كتب ادب پراگنده است و از آن ميان اين ابيات نقل مىشود :
ما هردو بتا گل دو رنگيم * بنگر بچه خواهمت صفت كرد يك نيمهء آن تويى بسرخى * وين نيم دگر منم چنين زرد
* *
شاه اسپرم چو شاخ كشيده بگرد خويش * چون قبّهء زُمُرُّدْ بر شاخكى نزار يا سبز جامه‌يى كه چو بر ما كند گذر * از ساق بركشد به كف او دامن ازار
* *
هامش
( 1 ) - چهار مقاله ص 30 ( 2 ) - لباب الالباب ج 2 ص 55 - 56 ( 3 ) - المعجم فى معايير اشعار العجم چاپ تهران ص 135 و 141 ( 4 ) - از جملهء ابيات منفرد بهرامى اين بيت در ذيل لغت انباخون ( حصار ) در لغت فرس آمده است :ز سوى هند گشادى هزار تركستان * ز سوى سند گرفتى هزار انباخونو آن قصيده‌ييست كه در مدح فاتح سند و هند يعنى سلطان محمود ساخته است و ازينجا صحت قول امين احمد رازى بر ما مسلم مىشود