تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 560

مساهمون:

ص٥٦٠
ابو الفرج سگزى شاعر اواخر قرن چهارم بوده است « 1 » . چنان كه از اشعار استاد معلوم مىشود اطلاعات او تنها منحصر بادب و شعر نبود بلكه او مخصوصا از علوم اوائل كه در قرن چهارم در خراسان رائج بوده اطلاعات كافى داشته است . عنصرى بنابر قول مشهور بوسيلهء امير نصر بن ناصر الدين به خدمت سلطان تقرّب يافت « 2 » و اين دعوى را بعضى از ابيات استاد هم تا حدّى تأييد مىكند . مثلا عنصرى در يكى از قصائد خود كه در مدح امير نصرست گويد :
كه بودم من اندر جهان پيش ازين * كه را بود در گيتى از من خبر ز جاه تو معروف گشتم چنين * من اندر حضر نام من در سفر
ورود عنصرى در دربار محمود ظاهرا در سالهاى نخستين سلطنت آن پادشاه اتفاق افتاده بود و بسبب همين قدمت و سابقه ، و نيز از آنجا كه معرّف او برادر سلطان بود ، و همچنين بر اثر تفوّق در علم و ادب و شعر ، در نزد سلطان تقرّب بسيار يافت و در شمار ندماء سلطان درآمد و اين معنى را حكايت نظامى عروضى « 3 » راجع بپشيمانى محمود از كوتاه كردن زلف اياز و وارد شدن عنصرى بر او و ساختن رباعى معروف
( كى عيب سر زلف بت از كاستن است . . . )
روشن مىكند . و بسبب همين تقرّب و تقدّم بر شعرا ، عنصرى ثروت بسيار فراهم آورد چنان كه بمال و نعمت بسيار در ميان شاعران بعد از خود مشهور بود و خاقانى دربارهء او گفته است :
بلى شاعرى بود صاحبقران * ز ممدوح صاحبقران عنصرى ز معشوق نيكو و ممدوح نيك * غزل‌گو شد و مدح‌خوان عنصرى بدور كرم بخششى نيك ديد * ز محمود كشورستان عنصرى بده بيت صد بدره و برده يافت * ز يك فتح هندوستان عنصرى شنيدم كه از نقره زد ديك‌دان * ز زر ساخت آلات خوان عنصرى
عنصرى در غالب سفرهاى جنگى محمود با او همراه بود و برخى از قصايدش
هامش
( 1 ) - تذكرة الشعرا ص 18 ( 2 ) - مجمع الفصحا ، ج 1 ص 355 ( 3 ) - چهار مقاله ص 34 - 36
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 560 | ذبيح الله صفا