و ادب آمده است ، غير از دو بيت كه پيش ازين آوردهايم ، بنقل اين چند بيت مبادرت ميكنيم :
جاه جوى اى كه مى بجويى سيم * سيم و جز سيم زير جاه درست
سيم را هركسى بيابد و باز * جاه با اژدها بچاه درست
* *
آن زلف نگر بر رخ آن دُرّ يتيم * چون بنگارى چنان كه از غاليه جيم
و آن خال بر آن عارض چون ماهى شيم * همچون نقطى ز مشك بر تختهء سيم
* *
ز نخدانهاى تركانست گويى * فراز شاخ بر آن سيب خندان
مغاكى در ميان هريك آنك * چو آن چاهى كه باشد بر ز نخدان
چو حقّهء بُسّدين پرگوهر سرخ * ببين آويخته از شاخ رُمّان
كفيده چون دهان شير و دانهاش * به دو در همچو خون آلوده دندان
* *
اى دل برنده هرچه توانى همى كنى * ميدان فراخ يافتهيى گوى زن هلا
عشق ترا وفا ز تو بيشست از آنكه تو * از من جدا شدى و نشد عشق تو جدا
44 - مخلّدى گرگانى
نام او را عوفى ابو شريف احمد بن على مجلّدى گرگانى « 1 » آورده است . اشعار او در لباب الالباب و ترجمان البلاغه ( بنام مخلّدى ) « 2 » و چهار مقاله ( بنام شريف مجلّدى ) « 3 » و لغت فرس اسدى چاپ تهران يك بار بنام مخلّدى « 4 » و چندبار بنام مجلّدى « 5 » آمده است و با توجّه به اين منابع مختلف اسم اين شاعر « شريف مجلدىّ » ( يا مخلّدى ) و يا « ابو شريف مجلّدى »
هامش
( 1 ) - لباب الالباب ج 1 ص 13 - 14
( 2 ) - ترجمان البلاغه ص 119
( 3 ) - چهار مقاله چاپ ليدن ص 27
( 4 ) - لغت فرس چاپ مرحوم عباس اقبال ص 186
( 5 ) - لغت فرس ص : 156 ، 399 ، 403 ، 500 ، 511