تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 556

مساهمون:

ص٥٥٦
اين مسكين سخت نيكو نصيحتى كرد هرچند فضول بود و شعرا را با ملوكان اين نرسد » « 1 » . ازينجا اشكالى در پيش ميآيد كه آيا مسعودى غزنوى همانست كه در پاره‌يى مآخذ مسعود يا مسعودى رازى خوانده شد يا ديگرى ؟ عوفى در لباب الالباب از شاعرى بنام مسعود رازى نام برده كه در سلك مدّاحان مسعود غزنوى منخرط بوده است « 2 » . همين شاعر را هدايت « 3 » امام مسعود مسعودى رازى دانسته و گفته است : گويند از شيعيان خاص بود و بر نور اخلاص ممتاز و بمدّاحى سلطان محمود سرافراز . . . عروضى در شمار شاعران عهد غزنوى يكى را بنام « مسعودى » « 4 » ذكر كرده اما از نسبت او برى يا غزنه ذكرى بميان نياورده است . اسدى هم بنام همين شاعر اشاره كرده و او را يك جا « 5 » مسعودى غزنوى و در جاى ديگر « 6 » مسعودى خوانده است . رشيد وطواط دو بيت شعر به « مسعود رازى » نسبت داده « 7 » كه همان دو بيت در ترجمان البلاغة ( ص 37 ) بنام عنصرى آمده است . مسعودى ( مسعود ) رازى يا مسعودى غزنوى معاصر سلطان مسعود در حدود سال 430 كه دچار غضب سلطان شده و بهندوستان تبعيد گرديده بود حيات داشت و بعد از آن خبر ما از احوال او منحصرست به اين اشاره از ابو الفضل بيهقى كه ميگويد در روز پنجشنبه هژدهم ماه جمادى الاخرى سال 431 هجرى امير مسعود « بجشن نوروز بنشست و هديهاى بسيار آورده بودند و تكلّف بسيار رفت و شعر شنود از شعرا كه شادكام بود درين روزگار زمستان ، و فارغ‌دل ، و فترتى نيفتاد ، و صله فرمود و مطربان را نيز فرمود . مسعود شاعر را شفاعت كردند ، سيصد دينار صله فرمود بنامه ، و هزار دينار مشاهره هرماهى از معاملات جيلم ، و گفت هم آنجا مىبايد بود . » « 8 » از ابياتى كه بنام مسعودى غزنوى ( مسعود يا مسعودى رازى ) در كتب تذكره
هامش
( 1 ) - تاريخ بيهقى چاپ مرحوم دكتر غنى و آقاى دكتر فياض ص 594 ( 2 ) - لباب الالباب ج 2 ص 63 ( 3 ) - مجمع الفصحا ج 1 ص 503 ( 4 ) - چهار مقاله ص 28 ( 5 ) - لغت فرس چاپ تهران ص 354 ( 6 ) - لغت فرس ص 72 ، 490 ( 7 ) - حدائق السحر ص 27 ( 8 ) - تاريخ بيهقى ص 611