تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 551

مساهمون:

ص٥٥١
علوى محمودى ضبط كرده است و ازينجهت بعضى نام او را بجاى زينبى « زينتى » ميخوانند . ابو الفضل بيهقى نام او را در شمار شاعران بزرگ عهد آورده است كه مورد لطف و عنايت مسعود بودند چنان كه يك‌بار او را يك پيل با هزار هزار درم بخشيد كه بر پيل نهادند و بخانهء او بردند « 1 » و يك بار ديگر هم پنجاه هزار درم بر پشت پيل بخانهء علوى زينبى فرستادند « 2 » و ازين دو مورد بدرجهء تقرّب زينبى پى ميبريم « 3 » . از استاد زينبى ابيات معدودى در ترجمان البلاغة و حدائق السحر و لغت فرس اسدى و لباب الالباب عوفى و مجمع الفصحا و المعجم آمده و از آن جمله است :
آن قطرهء باران بارغوان بر * چون خوى ببناگوش نيكوان بر و آن فاخته بر شاخ او نشسته * عاشق شده بر وصف اين و آن بر و آن نرگس بين چشم باز كرده * نازان به همه باغ و بوستان بر عطّار مگر وصل كرد عمدا * كافور رياحين بزعفران بر برخويد چكيده سرشك باران * مانند ستاره بر آسمان بر
* *
« 4 » من و آشنا اندر آن جام باده * از آن پس كه افتادم اين آشنايى . . . هر آنگه كجا آورد پارسيها * نماند همى با كسى پارسايى بنا رحمت آن خوب ترك نوآيين * درآورد بىصبرى و بىنوايى . . . رهى گوى خوش يا بزن خوب راهى * كه هرگز مبادم ز عشقت رهايى زو صفت رسيده است شاعر بشَعرى * ز نعتت گرفته است راوى روايى هواى ترا ز آن گزيدم ز عالم * كه پاكيزه‌تر از سرشك هوايى
هامش
( 1 ) - تاريخ بيهقى ص 131 ( 2 ) - ايضا ص 274 ( 3 ) - براى كسب اطلاع بيشتر از احوالش رجوع شود به حواشى حدائق السحر بقلم مرحوم عباس اقبال ص 101 - 103 و حواشى چهار مقاله بقلم مرحوم ميرزا محمد خان قزوينى ص 132 - 133 ( 4 ) - ازين قصيده چند بيت موجودست كه در ترجمان البلاغة صفحات 23 و 24 و 29 و 30 و 35 و 41 و حدائق السحر ص 20 و لباب الالباب ج 2 ص 39 آمده است .