تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
غضب و تأثر از قتل ابو مسلم بوده است . پيروان سنباد به زودى فزونى يافتند و بيشتر آنان از اهل جبال بودند . وى بر نيشابور و قومس و رى دست يافت و چون بر رى مسلّط شد خزائن ابو مسلم را تصرف كرد ( اين خزائن را ابو مسلم هنگام توجه بپايتخت منصور در آنجا نهاده بود . ) وى ميگفت كه قصد كعبه و ويران كردن آن دارد . منصور جمهور بن مرار العجلى را با ده هزار سپاهى بجنگ او فرستاد و سپاه سنباد بر اثر رميدن شتران و درافتادن بلشكرگاه منهزم شد و سنباد خود در بين طبرستان و قومس بقتل آمد « 1 » . بدنبال اين واقعه در طبرستان و سپس در رى و دو سال بعد در خراسان نيز جنگ‌هايى رخ داد . در سال 150 هجرى مردى ديگر بنام استاذسيس بدعوى پيغمبرى در خراسان قيام كرد و بسيارى از نواحى خراسان را تا طخارستان در اختيار خود آورد و تا سال 151 همچنان ببسط دائرهء نفوذ اشتغال داشت ولى درين سال شكست خورد و 7000 تن از پيروان او بقتل آمدند و 14000 تن اسير شدند « 2 » . پس از منصور در عهد مهدى خليفه بسال 159 هجرى مردى ديگر بنام المقنّع هشام ( يا هاشم ) بن حكيم كه از دبيران ابو مسلم خراسانى بود با آوردن دينى جديد آغاز مخالفت با بنى عباس كرد و پس از مدتى خلاف و عناد و جنگهاى سخت سرانجام در سال 161 هجرى از ميان رفت « 3 » . با اين قيامهاى پياپى جنگهاى رسمى و آشكار ايرانيان با حكومت اسلامى آغاز شد و قصد غائى اين مخالفان و قيام‌كنندگان برانداختن حكومت عرب از ايران بود . با ظهور طاهر بن الحسين ملقب به ذو اليمينين و ايجاد حكومت موروث طاهرى در خراسان آرزوى ايرانيان در تحصيل استقلال تا درجه‌يى بحصول نزديك شد و نخستين ضربت قطعى بر امپراطورى عرب در ايران وارد آمد يعنى اولين‌بار پس از سال 21 هجرى
هامش
( 1 ) - رجوع شود به كامل ابن اثير حوادث سال 137 و مقالهء نگارندهء اين سطور در مجلهء ارتش سال هفتم . ( 2 ) - رجوع شود به ابن اثير حوادث سال 150 و 151 و بمقالهء نگارنده بعنوان استاسيس در سال هشتم مجلهء ارتش . ( 3 ) - رجوع شود به مقالهء نگارنده بعنوان نقابدار خراسان و المقنع در شمارهء 12 سال چهارم و شمارهء 1 سال پنجم مجلهء مهر . همين مقاله در كتاب مهدى يك جا نقل شده است .