تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 490

مساهمون:

ص٤٩٠
قسمتى از تاريخ حيات فردوسى يعنى رفتن او ببغداد و وصول بحضور موفق و بهاء الدوله و مأموريت بنظم قصهء يوسف و زليخا جعل شده است . علّت جعل اين داستان آنست كه از مقدّمهء يكى از نسخ داستان يوسف و زليخا متعلّق بكتابخانهء موزهء بريتانيا چنين برميآيد كه صاحب آن منظومه سفرى بعراق عرب كرده و مدتى در بغداد متوقف بوده و در مدت توقف در بغداد به خواهش موفق ابو على حسن بن محمد بن اسمعيل ( م . 394 ) وزير ديالمه بنظم داستان يوسف و زليخا مبادرت كرده و در آن مقدّمه موفق و امير عراق را مدح گفته و در آن ضمن اشاره كرده است كه پيش ازو دو تن ديگر يعنى ابو المؤيّد بلخى و بختيارى شاعر هم اين قصه را بشعر پارسى درآورده‌اند و او سومين كسيست كه بنظم اين داستان مبادرت كرده است « 1 » . اين شاعر سوم را غالب محققان معاصر ، فردوسى دانسته‌اند . نسخه‌يى كه ابيات مذكور را در آن مىيابيم متعلّقست بكتابخانهء موزه بريتانيا و آن ابيات در نسخ معمول چاپى موجود نيست ولى غالب نسخ خطى و چاپى يوسف و زليخاى بحر متقارب بوسيلهء نسّاخ بفردوسى نسبت داده شده و همهء محققان حتى دكتر اته و نلد كه و برون اين نسبت را قبول كرده و در صحت آن اصرار ورزيده‌اند ولى اين نسبت كاملا غلط و بىمعنى است زيرا : 1 - سبك شاعرى ، استعمال كلمات عربى زياد ، سستى اشعار و تعلّق آنها بسبكى كه على التحقيق اصلا در عهد فردوسى يعنى اواخر عهد سامانى وجود نداشته خود دليل واضح و آشكاريست بر آنكه داستان منظوم مذكور متعلّق بفردوسى نيست . 2 - مذهب گويندهء اين داستان محققا تشيّع نبود چنان كه در گفتارى كه راجع بستايش پيامبر و اصحاب او دارد از چهار خليفه بنيكى ياد مىكند و درين امر
هامش
( 1 ) -فضا را يكى روز اخبار آن * همى راندمش بىغرض بر زبان بنزديك تاج زمانه اجل * موفق سپهر وفا و محل ز من اين حكايت بواجب شنيد * پس آنگه سوى من يكى بنگريد مرا گفت خواهم كه اكنون تو نيز * بباشى بگفتار و شغلى بنيز هم از بهر اين قصه ساز آورى * ز هرگوشه معنى فراز آورى