تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 488

مساهمون:

ص٤٨٨
جهانرا بلندى و پستى تو اى * ندانم چه اى هرچه هستى تو اى
نمايندهء كمال توحيد در نظر اوست . در شاهنامه چندين بار بعقايد حكيمانه‌يى بازميخوريم كه محققا نتيجهء فكر و ذوق شخص شاعرست . درين موارد گاه عقايد فلاسفه باثبات آمده است مثلا در موضوع خلق جهان و چگونگى تشكيل زمين و عناصر افلاك از عقايد فلاسفه پيروى شده است ولى فردوسى گاه ازين قوم بزشتى ياد كرده و آنانرا بسيار گوى و غير قابل تبعيت و تقليد شمرده و در آغاز داستان اكوان ديو گفته است :
ايا فلسفه‌دان بسيار گوى * نپويم براهى كه گويى بپوى سخن هيچ بهتر ز توحيد نيست * بنا گفتن و گفتن ايزد يكيست . . . الخ
فردوسى در شاهنامه هرجا مناسب ديده بموعظه و نصيحت و اراءهء طريق پرداخته و ازين باب هم يكى از شعراى خوب ايرانست . از نصايحى كه در شاهنامه مىيابيم برخى متعلّق بمتون اصلى و جزء داستانهاست و از آن جمله است نصايح بزرگمهر كه در رأس همهء نصايح شاهنامه واقعست . اما پندها و مواعظى كه بر زبان فردوسى جارى شده و متعلّق بمتون اصلى داستانها و شاهنامهء منثور نبوده است ، در پايان داستانهاى شاهان و پهلوانان و هنگام قتل و مرگ آنان و امثال اين موارد ديده مىشود . نخستين امرى كه با مرگ و قتل پهلوانى بخاطر فردوسى راه ميجست بىوفايى و بىاعتبارى جهان بود اما فردوسى ميگويد در جهانى كه همه چيز در آن ناپايدارست بايد بنيكى كوشيد و كردار و گفتار و انديشه را بصلاح آورد :
چنينست گيهان ناپايدار * تو در وى بجز تخم نيكى مكار
و ازينطريق درمىيابيم كه فردوسى از تحسّر خود بر ناپايدارى و بىاعتبارى جهان نتيجهء مثبت عملى ميگيرد و بافكار كژ و بيراه متوجه نميشود . آثار فردوسى - آثار فردوسى عبارتست از شاهنامه و بعضى ابيات پراگنده و علاوه برين چنان كه خواهيم گفت بغلط از حدود قرن هشتم و نهم منظومهء يوسف و زليخا را كه متعلّق بشاعرى از درباريان طغانشاه است به او نسبت داده‌اند . ابيات پراگندهء فردوسى عبارتست از قطعات و ابيات و غزلهايى كه در جنگها
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 488 | ذبيح الله صفا