تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩
و تذكرها به او نسبت داده شده و دكتر اته همهء آنها را جمع‌آورى كرده است ولى در انتساب غالب اين ابيات بفردوسى ترديدست و از شاعر استاد ما جز چند قطعه و يك غزل بمطلع :
شبى در برت گر برآسودمى * سر فخر بر آسمان سودمى
كه على الظاهر متعلّق به اوست چيزى باقى نمانده . اما شاهنامه چنان كه ميدانيم منظومهء بسيار مفصلى است كه : « ز ابيات غرّا دوره سى هزار » در آنست يعنى مجموع ابياتش به شصت هزار مىرسد ولى نسخ معمول گاه كمتر و گاه بر اثر الحاق ابيات غير اصلى زيادتر ازين شمار دارد . موضوع شاهنامه تاريخ ايران قديم از آغاز تمدّن نژاد ايرانى تا انقراض حكومت آن بدست عربست . اين دورهء ممتد تاريخى به پنجاه پادشاهى تقسيم مىشود كه از حيث طول زمان و تفصيل يا اختصار مطالب با يكديگر متفاوتند . در شاهنامه سه دورهء متفاوت مىتوان تشخيص داد : اول دورهء اساطيرى ، دوم عهد پهلوانى ، سوم دوران تاريخى . دورهء اساطيرى از عهد گيّومرث تا ظهور فريدون ، و دورهء پهلوانى از قيام كاوه تا قتل رستم ، و دورهء تاريخى از اواخر عهد كيان ببعدست و ليكن اين قسمت نيز آميختگى تمام با افسانها و داستانهاى حماسى دارد . چنان كه تاكنون چندبار گفته‌ايم فردوسى در نظم شاهنامه از مآخذى استفاده كرده است . ازين مآخذ در درجهء اول بايد شاهنامهء ابو منصورى را نام برد و سپس داستانهايى را كه در باب رستم و خاندان كرشاسپ وجود داشته و گويا جامع و راوى آنها آزاد سرو نامى بوده كه پيش ازين راجع به او سخن گفته‌ايم و ديگر بعضى از داستانهاى متفرق آن عهد مانند داستان رزم بيژن و گرازان و كتابى كه در شرح داستان اسكندر متداول بوده است . يوسف و زليخا و ردّ انتساب آن بفردوسى - در آغاز و انجام نسخ معمول يوسف و زليخا ببحر متقارب معمولا نسّاخ آن را بفردوسى نسبت داده‌اند و به همين سبب هم محققان اروپايى و بسيارى از محققان ايرانى در نهايت اشتباه برين عقيده رفته و خواسته‌اند ثابت كنند كه منظومهء يوسف و زليخا از فردوسى مىباشد و از همين طريق