و همچنين از سخنان نظامى عروضى كه از قول معاندان فردوسى چنين نگاشته است :
« او مردى رافضى است و معتزلى مذهب و اين بيت بر اعتزال او دليل كند كه او گفت :
ببينندگان آفريننده را * نبينى مرنجان دو بيننده را
و بر رفض او اين بيتها دليلست كه او گفت :
خردمند گيتى چو دريا نهاد * برانگيخته موج ازو تندباد
چو هفتاد كشتى درو ساخته * همه بادبانها برافراخته
ميانه يكى خوب كشتى عروس * برآراسته همچو چشم خروس
پيمبر به دو اندرون با على * همه اهل بيت نبى و وصى
اگر خلد خواهى بديگر سراى * بنزد نبى و وصى گير جاى
گرت زين بد آيد گناه منست ؟ * چنين دان و اين راه راه منست
برين زادم و هم برين بگذرم * يقين دان كه خاك پى حيدرم
و سلطان محمود مردى متعصّب بود و در او اين تخليط بگرفت و مسموع افتاد . » « 1 » و على الظاهر او را بددين و بدكيش خوانده بود :
كه بددين و بدكيش خوانى مرا * منم شير نرميش خوانى مرا
مرا غمز كردند كآن پرسخن * به مهر نبى و على شد كهن
من از مهر اين هردو شه نگذرم * اگر تيغ شه بگذرد بر سرم
مرا سهم دادى كه در پاى پيل * تنت را بسايم چو درياى نيل
نترسم كه دارم ز روشندلى * بدل مهر جان نبى و على . . .
اگر شاه محمود ازين بگذرد * مر او را بيكجو نسنجد خرد
2 - اينكه فردوسى ابو العباس فضل بن احمد را مدح گفته و او را بشاهنامه ستوده است ، و چو شاهنامه را على التحقيق پس از عزل ابو العباس بمحمود تقديم كرد ناگزير معاندان دربارى ابو العباس فضل بن احمد مدّاح او را آزار كردند و بسعايت و تخليط پرداختند . موضوع تخليط معاندان و حاسدان از جاى جاى شاهنامه به خوبى آشكار مىشود . در چهار مقاله چنين آمده است كه فردوسى « بپايمردى خواجهء بزرگ احمد
هامش
( 1 ) - چهار مقاله ص 49