تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧
سپاهيان شكست خوردهء سامانى فروايستادند « 1 » . پس با همين يك اشاره ميتوان سال احتمالى شروع كار فردوسى را بنظم شاهنامهء ابو منصورى پيدا كرد و آن حدود سالهاى 370 و 371 هجريست . 2 - در پايان كار يزدگرد چنان كه قبلا ديده‌ايم فردوسى گفته است كه شاهنامهء او در سال 400 هجرى بانجام رسيد و در همان حال از رنج سى سالهء خود سخن گفته است و بنابرين بايد نظم شاهنامه در حدود سال 370 يا اندكى بعد از آن آغاز شده باشد . 3 - فردوسى در مقدّمهء تاريخ اشكانيان از قحط و غلاى بزرگ خراسان و بخشيدن خراج يك ساله سخن ميگويد و اين واقعه بنابر اشارهء عتبى مربوطست بسال 401 تا هنگام برداشت محصول سال 402 « 2 » . پس بايد قبول كرد كه سال 400 در ابيات مذكور تقريبى است نه تحقيقى و بنابرين بايد در انتخاب سال كامل 370 اندكى احتياط كرد و تا يكى دو سال بعد از آن را نيز در نظر داشت . از وقتى كه فردوسى شروع بنظم شاهنامه كرد ظاهرا تحت حمايت و نگاهداشت يكى از امراى طوس قرار گرفت . در عناوين نسخ معمول شاهنامه نام اين امير را منصور يا ابو منصور يا ابو منصور عبد الرزاق ، نگاشته‌اند ولى پيداست كه اين قول باطلست زيرا ميان آغاز شاهنامه و وفات ابو منصور محمّد بن عبد الرزاق نزديك بيست سال فاصله بود . اشعارى كه بدان امير اشاراتى دارد اينهاست :
بدين نامه چون دست بردم فراز * يكى مهترى بود گردن‌فراز جوان بود و از گوهر پهلوان * خردمند و بيدار و روشن‌روان خداوند راى و خداوند شرم * سخن گفتن خوب و آواى نرم مرا گفت كز من چه آيد همى * كه جانت سخن برگرايد همى به چيزى كه باشد مرا دسترس * بكوشم نيازت نيارم بكس همى داشتم چون يكى تازه سيب * كه از باد نامد به من بر نهيب
هامش
( 1 ) - تاريخ گرديزى چاپ تهران ص 37 ببعد ( 2 ) - ترجمهء تاريخ يمينى ص 325 - 331