ايدون فروكشى بخوشى آن مى حرام * گويى كه شير مام ز پستان همى مَكى
* * *
چرا اين مردم دانا و زيركسار و فرزانه * زيانشان مُول را باشد دو درشان هست يك خانه « 1 »
نباشد ميل فرزانه به فرزند و بزن هرگز * ببرّد نسل اين هردو ببرّد نسل فرزانه
طبايع گر ستون تن ستون را هم بپوسد بُن * نگردد آن ستون فانى كش از طاعت زنى فانه « 2 »
كنون جويى همى حيلت كه گشتى سست و بىطاقت * ترا ديدم ببرنايى فسار آهِخته و لانه « 3 »
اگر ابروش چين آرد سزد گر روى من بيند * كه رخسارم پر از چيست چون رخسار پهنانه « 4 »
ابيات ذيل كه در وصف طلوع آفتاب ساخته شده است قوّت شاعر را در وصف و مهارت او را در ايراد تشبيهات بديع مىرساند :
روز آمد و علامتِ مصقول بركشيد * وز آسمان شمامهء كافور بردميد
گويى كه دوست قرطهء شَعرِ كبودِ خويش * تا جايگاهِ ناف بعَمدا فرودَريد
خورشيد با سُهَيل عروسى كند همى * كَز بامداد كِلّهء مَصقول بَركشيد
و آن عكس آفتاب نگه كن عَلَم عَلَم * گويى بلا جورد مى سرخ برچكيد
يا بر بنفشهزار گل نار سايه كرد * يا برگ لالهزار همى برفتد بخويد
يا آتش شعاع ز مشرق فروختند * يا پرنيان لعل كسى بازگستريد
هامش
( 1 ) - مول : درنگ و كندى ( زنانشان مولهها باشند دو درشان هست يك خانه . لغت فرس ص 463 . در اين صورت مول و موله يعنى فاسق . حرامزاده )
( 2 ) - فانه : آنچه در چوب زنند تا زود شكافد .
( 3 ) - لانه : بيكاره و تنبل
( 4 ) - پهنانه : بوزينه