عرب بود و به همين سبب چنان كه گذشت همين كه دعوت بنى هاشم و بنى عباس نضجى گرفت ايرانيان بسرعتى عجيب متوجه آن دعوت شدند و از كوفه و بصره گرفته تا اقصى نقاط خراسان شروع بجمعآورى پيروانى براى آل عباس و آل ابو طالب كردند .
بنى عباس هم كه در سياست از بنى اميه عاقلانهتر رفتار ميكردند چون متوجه نقطهء ضعف سياست اموى گرديده بودند در تبليغات مذهبى خود جانب ايران را گرفتند و چنان كه ابن اثير نقل مىكند « 1 » در نامهيى كه ابراهيم بن محمد امام بابو مسلم نوشته بود و بدست مروان افتاد وى بابو مسلم چنين گفت كه : « اگر بتوانى هركه را به زبان تازى سخن گويد بقتل برسان ! » در اين هنگام چنان كه ديديم خراسان دچار تاختوتاز و اذيت و آزار قبايل عرب ساكن آن سرزمين بود كه به دو دستهء يمانيّه و مضريّه تقسيم ميشدند . ابو مسلم سردار بزرگ و لايق و مدبّر ايرانى كه صاحب دعوت بنى عباس در اين سامان بود از مخالفت و دودستگى اين دو گروه عرب استفاده كرد و حتى گروهى از تازيان على الخصوص قحطبهء طائى كه در ميان قوم خود نفوذى عظيم داشت و همچنين على بن كرمانى كه از يمانيه بود با وى همداستان شدند . قحطبه در خطبهيى كه براى اهل خراسان انشاء كرد بنژاد خود يعنى عرب تاخت و ايرانيان را بكشتار آنان تحريض كرد و گفت خداوند شما را بر آن قوم مسلّط كرد كه از ايشان انتقام بكشيد تا رنج و عذاب آنان بيش از صدمهء شما گردد « 2 » . پس از آنكه تازيان جنگ را خاتمه دادند ابو مسلم سرداران ايشان را كشت و اقوام عرب را پراگنده كرد و حكومت را بآل عباس سپرد .
اين امر يعنى روى كار آمدن بنى عباس بتوسط ايرانيان خاصه خراسانيان مايهء نفوذ كلّى آنان در حكومت اسلام شد و گفتى ايرانيان مصمم شده بودند كه ازين پس عرب و تمدّن و خلافت و سلطنت او را مطيع ايران و ايرانى گردانند چنان كه حتى در طرز لباس خليفه نيز دخالت كردند . در ترجمهء تاريخ طبرى چنين آمده است كه « ابو مسلم صاحب الدعوة چون بنى اميه را هلاك كرد و خليفتى به بنى عباس داد ، بنى اميه رنگ سبز دوست داشتندى و بيشتر جامهء سبز پوشيدندى و گفتندى كه اين رنگ سبز از بهشت
هامش
( 1 ) - كامل التواريخ حوادث سال 128
( 2 ) - ايضا حوادث سال 130