تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
عهد ساسانى از خاطر ايشان نرفته بود و با اين كيفيات تحقيرهاى تازيان بر آنان سخت گران ميآمد و همين امر مايهء قيام سخت ايشان در برابر افكار عرب شد و بتدريج بتحقير عرب و پست شمردن ايشان از طرفى و بيان مفاخر و مآثر اجداد خود از طرفى ديگر كشيد . نخستين كسى كه بدين كار قيام كرد اسمعيل بن يسار از موالى ايرانىنژاد و شاعر عهد هشام بن عبد الملك بود كه در تفاخر باجداد ايرانى خود و ترجيح آنان بر عرب مردانه سخن ميگفت . وى در يكى از قصايد خود ابيات ذيل را بر هشام فروخواند :
اصلى كريم و مجدى لا يقاس به * ولي لسان كحدّ السيف مسموم أحمى به مجد اقوام ذوى حسب * من كلّ قرم بتاج الملك معموم جحاجح « 1 » سادة بلج « 2 » مرازبة * جرد « 3 » عتاق « 4 » مساميح « 5 » مطاعيم « 6 » من مثل كسرى و سابور الجنود معا * و الهرمزان لفخر او لتعظيم اسد الكتائب يوم الروع ان زحفوا « 7 » * و هم اذلّوا ملوك الترك و الروم هناك ان تسألي تنبى بأنّ لنا * جرثومة قهرت عزّ الجراثيم
هشام از شنيدن اين اشعار بخشم آمد و گفت آيا با من مفاخره و مباهات ميكنى و نزد من قصيده ميخوانى و خود و كفّار قوم را ميستايى ؟ سپس فرمان داد تا او را در آب اندازند و خفه كنند و باز گفت او را از آب برآورند و بحجاز فرستند . اسمعيل بن يسار ازينگونه اشعار بسيار داشت و پدر همين اسمعيل يعنى يسار نسبت بآل مروان تا بدانجا دشمنى داشت كه هنگام مرگ بجاى بيان كلمهء توحيد ( لا إله الّا اللّه ) ميگفت خداوند مروان را لعنت كناد ! « 8 » اين كينه و دشمنى شديد نژاد ايرانى نسبت بنژاد عرب و خاصه بنى اميه روز بروز در تزايد بود و اغلب چنان كه ديده‌ايم بقيامهايى بر آنان منجر ميشد . بهترين راهى كه ايرانيان در پيش گرفتند برانداختن بنى اميه يعنى حامى اين سياست نژادى
هامش
( 1 ) - جحجح : سيد كريم ( 2 ) - بلج : سفيدرو ( 3 ) - اجرد : نجيب ( 4 ) - عتاق : آزادگان ( 5 ) - مساميح : اسخيا ( 6 ) - مطاعيم : طعام‌دهندگان ( 7 ) - زحف : حمله كردن ( 8 ) - ضحى الاسلام ج 1 ص 31 - 32
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 20 | ذبيح الله صفا