تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١
بسى رنج ديدم بسى گفته خواندم * ز گفتار تازى و از پهلوانى به چندين هنر شست و دو سال بودم * كه توشه برم ز آشكار و نهانى بجز حسرت و جز و بال گناهان * ندارم كنون از جوانى نشانى به ياد جوانى همى مويه دارم * بر آن بيت بو طاهر خسروانى جوانى ببيهودگى « 1 » ياد دارم * دريغا جوانى دريغا جوانى

30 - جنيدى

ابو عبد اللّه محمّد بن عبد اللّه الجنيدى از ادبا و فضلاى مشهور قرن چهارم و از شعراء صاحب بن عباد بوده است . ثعالبى ذكر او را در شمار شاعران صاحب آورده و دو بيت عربى و يك قطعهء پارسى از او نقل كرده و آن قطعه اينست :
شبگير صبوح را ز سرگير * بر بانگ خروس و نالهء زير خورشيد كه برزند سر از كوه * آن به كه خورد ز جام تشوير از جام بجامه رو شبانگاه * وز جامه بجام رو بشبگير شيرست غذاى كودك خُرد * شيره است غذاى مردم پير

31 - كسائى مروزى

كنيهء او بنابر نقل نظامى عروضى « 2 » ابو الحسن و بنابر نقل آذر و هدايت ابو اسحق و لقبش مجد الدين « 3 » و همه جا منعوت به « حكيم » است و نامش معلوم نيست . در علّت اشتهارش بكسائى هدايت گفته است : « گويند سبب اين تخلّص آنست كه كسوت زهد دربرداشته و كلاه فقر بر سر گذاشته » و پيداست كه اين گونه توجيهات خالى از دقّت و صحّت است و بعيد نيست كه بسبب حرفهء خود يا اسلافش بدين نام خوانده شده باشد . مولد او چنان كه از تذكره‌ها برميآيد مرو بوده و خود نيز درين بيت اشاره كرده است :
زيبا بود ار مرو بنازد بكسائى * چونانكه سمرقند باستاد سمرقند
ولادتش بسال 341 اتفاق افتاده است بنابر ابيات ذيل :
هامش
( 1 ) - در لباب الالباب : من از كودكى ( 2 ) - چهار مقاله ص 28 ( 3 ) - مجمع الفصحا ج 1 ص 482