در كتاب المعجم « 1 » دو بيت از منجيك ( اى خواجه مر مرا بهجا قصد تو نبود . . .
كه در زمرهء اشعار آن شاعر در همين كتاب آوردهايم ) بنام يوسف عروضى ثبت شده است .
26 - استغنائى نيشابورى
ابو المظفّر نصر بن محمّد استغنائى نيشابورى را هدايت « 2 » از معاصران آل بويه و آل سامان دانسته و بنابرين در قرن چهارم ميزيسته است . از احوال او اطلاعى در دست نيست و اين دو بيت را ازو نقل كردهاند :
به ماه ماندى اگر نيستيش زلف سياه * بزهره ماندى اگر نيستيش مشكين خال
رخانش را بيقين گفتمى كه خورشيدست * اگر نبودى خورشيد را كسوف و زوال
27 - خبّازى نيشابورى
وى از شاعران قديمست كه نامش را عروضى « 3 » و عوفى « 4 » و هدايت « 5 » در شمار شعراى آل سامان آوردهاند و هدايت وفاتش را در سال 342 نوشته است . از ابيات اوست :
مىبينى آن دو زلف كه بادش همى برد * گويى كه عاشقيست كه هيچش قرار نيست
يا نى كه دست حاجب سالار كشورست * از دور مىنمايد كامروز بار نيست
28 - ابو العلاء شوشترى
وى از كسانيست كه منوچهرى نام او را در شمار شاعران قديم آورده است : « بو العلاء و بو العباس و بو سليك و بو المثل . . . » و همين خود دليل آنست كه وى در عهد شاعران ديگرى كه نامشان با او ذكر شده ، يعنى شعراى عهد سامانى ، ميزيسته است ، نام او در لغت فرس
هامش
( 1 ) - المعجم شمس قيس ص 270
( 2 ) - مجمع الفصحا ج 1 ص 88
( 3 ) - چهار مقاله ص 28
( 4 ) - لباب الالباب ج 2 ص 27
( 5 ) - مجمع الفصحا ج 1 ص 199