اسدى نيز چندبار آمده و اين هم دليل آنست كه او پيش از قرن پنجم زندگى ميكرده است . علاوهبرين اشعارى ازو در ترجمان البلاغه و حدائق السحر شاهد آورده شده و ازينجا نيز معلوم مىشود كه او در قرن پنجم باستادى شهرت داشته است « 1 » . گذشته ازين بنابر اشارهء رادويانى كه پيش ازين نقل كردهايم ، ابو العلاء از علماء ادب بوده و كتابى در عروض بپارسى داشته است و بنابرين او از اقدم كسانيست كه در علوم ادبى به زبان پارسى كتاب نوشتهاند . از اشعار اوست :
بياور آنكه گواهى دهد ز جام كه من * چهار گوهرم اندر چهار جاى مدام
زُمُرُّدْ اندر تا كم عقيق اندر غژب « 2 » * سهيلم اندر خم آفتابم اندر جام
* * *
همى گرِست و همى نرگسانش لاله گداخت * به زير لالهء بگداخته نهفته زرير . . .
خلق شود ز نشست دراز حُلّت مرد * كه گَنده گردد چون دير ماند آب غدير « 3 »
* * *
تيرى و كمانى و يكى نقش نشانه * بنگار و بپيوند بسوفار يكى تير
نام بت من بازشناسى بتمامىِ * آن بت كه بخوبيش قرين نيست بكشمير « 4 »
29 - محمد عبده
محمّد بن عبده الكاتب از نويسندگان و شاعران مشهور اواخر قرن چهارمست كه دبير بغراخان ( از پادشاهان خانيهء ماوراء النهر متوفى بسال 383 ) بوده است . نظامى عروضى نام او را در شمار استادانى آورده است كه هردبير بايد نامههاى او را بخواند تا بلاغت آموزد « 5 »
هامش
( 1 ) - رجوع شود بمقالهء ابو العلاء ششترى در مجلهء شرق سال اول ص 265 - 268
( 2 ) - غژب : دانهء انگور
( 3 ) - ترجمان البلاغه ص 49 و 82
( 4 ) - حدائق السحر ص 70 . اين شعر معمى است بنام على
( 5 ) - چهار مقاله ص 13