تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
هركِ بشتافت باز پس‌تر ماند * زود بىتير ماند تيرانداز « 1 »
* * *
ايا نشسته بانديشگان حزين و نژند * هميشه اختر تو پست و همت تو بلند . . . دو چشم عبرتم از قدرت تو چند فراز * دو گوش فكرت من چند سال مانده ز پند گناه چند كنم چند عهد تو شكنم * بزرگوارىِ تو چند و اين وفاىِ تو چند كنون خدايا عاصيت با گناه گران * سوى تو آمد و اميد را ز خلق بكند نه محنتى و نه دردى نه سختييست بر او * كه روزگار چو شهدست و زندگانى قند و ليك آنكه خداوند چون تو يافت كريم * ازو بنعمت بسيار كى شود خرسند « 2 »

22 - منطقى رازى

ابو محمّد منصور بن على منطقى رازى از معاصران صاحب بن عباد و در شعر درى استاد بوده است و شايد بتوان او را قديمترين شاعر پارسىگوى عراق دانست . وى ظاهرا در بين سنوات 367 ( ابتداى وزارت صاحب ) و 380 يعنى سالى كه بديع الزمان همدانى به خدمت صاحب پيوسته بود فوت كرده است . عوفى گويد : « صاحب عباد پيوسته مطالعهء اشعار او كردى و در آن وقت كه استاد بديع الزمان همدانى به خدمت او پيوست دوازده ساله بود و شعر تازى سخت خوب مىگفت و طبعى فيّاض داشت . چون به خدمت صاحب در آمد او را گفت شعرى بگوى ! گفت امتحان فرماى ، و اين سه بيت منطقى بخواند و گفت اين را بتازى ترجمه كن ، گفت بفرماى كه بكدام قافيه ، گفت طا ، گفت بحر تعيين كن ، گفت : اسرع يا بديع فى البحر السريع ! بىتأمل گفت :
سرقت من طرّته شعرة * حين غدا يمشطها بالمشاط ثمّ تدلّحت بها مثقلا * تدلّح النمل بحبّ الحناط قال ابى من ولدى منكما * كلا كما يدخل سمّ الخياط « 3 »
ترجمهء بديع الزمان از اين قطعهء منطقيست :
هامش
( 1 ) - ترجمان البلاغة ص 84 ( 2 ) - ايضا ص 35 و 128 ( 3 ) - لباب الالباب ج 2 ص 17