تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
نويسان در حقّ وى قائل شده‌اند كه در زمان سامانيان حكمرانى و امارت كرمان داشت ولى در كتب تاريخ چنين اميرى را در كرمان نام نبرده‌اند و ظنّ غالب آنست كه وى را كه ابو الحسن على بن الياس نام داشته با ابو على محمّد بن الياس سغدى سمرقندى كه در سال 315 بر كرمان استيلا يافت و از سرهنگان آل سامان بود اشتباه كرده‌اند . آغاجى در شعر پارسى و تازى هردو دست داشته است چنان كه ثعالبى در كتاب تتمة اليتيمة كه خاص شاعران تازىگوى است بشهرت او در شاعرى اشاره كرده و گفته است ديوانش در خراسان متداول است « 1 » . از اشعار اوست :
اگر شب از درِ شاديست و باده خسرويا * مرا نشاط ضعيفست و درد دل قويا شبا پديد نيايد همى كرانهء تو * برادر غم و تيمار من مگر تويا . . . ثناء حُرّان نيكو بسر توانم برد * هرآنگهى كه تو تشبيب شعر من بُويا « 2 »
* * *
اى آنكه ندارى خبرى از هنر من * خواهى كه بدانى كه نيم‌نعمت پرورد اسب آرو كمند آرو كتاب آرو كمان آر * شعر و قلم و بربط و شطرنج و مى و نرد
* * *
اگر از دل حصار شايد كرد * جز دل من ترا حصار مباد مهربانيت را شمارى نيست * زندگانيت را شمار مباد
* * *
به هوا درنگر كه لشكر برف * چون كند اندرو همى پرواز راست همچون كبوتران سفيد * راه گم‌كردگان ز هيبت باز
* * *
نان ناكس بتر ز مرگ فجىء « 3 » * ذُلِّ تهمت بتر ز ذُلِّ نياز
هامش
( 1 ) - رجوع شود به : حواشى لباب الالباب ج 1 ص 297 - 298 . حواشى چهار مقاله چاپ ليدن ص 129 - 130 . شرح احوال و آثار رودكى ص 516 - 517 . لباب الالباب ج 1 ص 31 - 32 ( 2 ) - المعجم شمس قيس رازى ص 182 - 183 ( 3 ) - مرگ فجىء : مرگ ناگهان