19 - منجيك ترمذى
ابو الحسن على بن محمّد منجيك ترمذى « 1 » از شاعران بزرگ نيمهء دوم قرن چهارمست كه بعد از دقيقى در دربار چغانيان بسر ميبرده و مدّاح آنان على الخصوص امير ابو يحيى طاهر بن فضل بن محمّد بن محتاج چغانى و امير ابو المظفّر فخر الدوله احمد بن محمّد چغانى بوده است . هدايت او را مدّاح ملوك صفّاريه و غزنويه دانسته است ولى دليلى برين سخن در دست نداريم و اشعارى كه از منجيك در دست است در مدح دو امير مذكور مىباشد .
منجيك شاعرى زبانآور و سخنپرداز و نيكوخيال و بليغ و نكتهدان بود .
عوفى كلام او را از روى حقّ بدينگونه وصف كرده است : « شعرى غريب و الفاظى خوب و معانى بكر و عباراتى بليغ و استعاراتى نادر » « 2 » و اين اوصاف كه عوفى برشمرده همه در شعر منجيك صادق است . ديوان منجيك در قرن پنجم در ايران مشهور و مورد استفادهء اهل شعر و ادب بوده است چنان كه ناصرخسرو داستان استفادهء قطران را از آن ديوان در سفرنامهء خود آورده است . منجيك علاوه بر قدرتى كه در مدح و ساختن قصائد بزرگ مدحى داشت در هجو و هزل نيز سرآمد شاعران عهد خود شمرده ميشد و بقول هدايت « كسى از تير طعنش نرستى و از كمند هجوش نجستى » « 3 » اشعارش در جنگها و تذكرهها و كتب لغت پراگنده است خصوصا در لباب الالباب و هفتاقليم و لغت فرس اسدى و ترجمان البلاغه و المعجم شمس قيس و مجمع الفصحا و حدائق السحر .
از اشعار اوست :
نيكو گل دو رنگ را نگه كن * دُرَّست به زير عقيق ساده
يا عاشق و معشوق روز خلوت * رخساره برخساره بر نهاده
* * *
اى بدرياى عقل كرده شناه * وز بد و نيك روزگار آگاه
هامش
( 1 ) - منسوب به ترمذ شهرى بر ساحل جيحون ( معجم البلدان ) . وى نام خود را درين بيت آورده است :اى آنكه ز تاج تو بتابد مه و زهره * تا كى بود اين مسكين منجيك بحجره( 2 ) - لباب الالباب ج 2 ص 13
( 3 ) - مجمع الفصحا ج 1 ص 506