16 - ولوالجى
ابو عبد اللّه محمّد بن صالح ولوالجى « 1 » از شاعران مشهور عهد سامانيست - نسبت او را مرحوم قزوينى نوايحى دانسته و استناد كرده است به اين مصراع از منوچهرى : « آنكه آمد از نوايح و آنكه آمد ازهرى » « 2 » ليكن اگر استناد بشعر منوچهرى دليل اين عقيده باشد بهتر است به اين بيت او استناد كنيم كه به دو تن بنام « ولوالجى » اشاره كرده است :
آن دو گرگانى و دو رازى و دو ولوالجى * سه سرخسى و سه كاندر سغد بوده معتكن
كه از آن دو ولوالجى تنها همين ابو عبد اللّه را ميشناسيم و از ديگرى خبر و اثرى در دست نيست . عوفى ميگويد : « در عهد سلطان يمين الدوله محمود جملگى فضلا خواستند كه دو بيت فارسى او را بتازى ترجمه كنند كس را ميسّر نشد تا آنگاه كه خواجه ابو القاسم پسر وزير ابو العبّاس اسفراينى آن را بتازى ترجمه كرد چنان كه همهء فضلا بپسنديدند و آن دو بيت محمّد صالح اينست :
سيم دندانك و بس دانَك و خندانك و شوخ * كه جهان آنك بر ما لب او زندان كرد
لب او بينى گويى كه كسى زير عقيق * يا ميان دو گل اندر ، شكرى پنهان كرد » « 3 »
هم او راست .
جعد بر سيمين پيشانيش گويى كه مگر * لشكر زنگ همى غارت بغداد كند
و آن سيه زلف بر آن عارض گويى كه مگر * بپر زاغ كسى آتش را باد كند
17 - لوكرى
ابو الحسن على بن محمد غزوانى « 4 » لوكرى از لوكر نزديك مروست . وى از معاصران امير رضى ابو القاسم نوح بن منصور ابن نوح ( 365 - 387 ) بوده و بنابرين در نيمهء دوم قرن
هامش
( 1 ) - ولوالج : از اعمال بدخشان بوده است ( معجم البلدان ) .
( 2 ) - حواشى چهار مقاله ص 127
( 3 ) - لباب الالباب ج 2 ص 22
( 4 ) - نسبت او در لباب الالباب ( ج 2 ص 15 ) غزالى است و در المعجم ص 195 و ص 197 غزوانى و اين به نظر صحيحتر ميآيد و غزوان نام محلى بود در هرات .