تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢
چهارم ميزيسته است و علاوه بر نوح بن منصور وزيرش ابو الحسن عبيد اللّه بن احمد عتبى ( م 372 ) را هم مدح كرده است . ابيات قليلى كه ازو در دست داريم نشانهء بارزيست ازينكه در تغزّل و قصيده استادى چيره‌دست بود . از اشعار اوست :
ساقى بده آن گلگون قَرْقَف « 1 » را * نايافته از آتَش گز تف را نزديك امير نوح بِن منصور « 2 » * بر كوشك بر اين شعر مُرَدَّف را « 3 »
* * *
ز عنبر زره دارد او بر سمن * ز سنبل گره دارد او بر قمر . . . چو برداشت جوزا سحرگه كمر * بجست و ببست از فلاخن كمر برون برد از چشم سوداى خواب * درآورد در دل هواى سفر بتابيد سخت و بپيچيد سست * بگرد كمرگاه دستارِ سر شتابان بيامد سوى كوهسار * بآهستگى كرد هرسو نظر برآورد از آن وهم پيكر ميان * يكى زرد گوياى ناجانور نه بلبل ز بلبل بدستان فزون * نه طوطى ز طوطى سخنگوىتر چو دوشيزگان زير پرده نهان * چو دوشيزه سفته همه روى و بر بريده سر و پاى او بىگنه * ز ناليدنش شادمانه بشر ز بُسّد بزرّينه نى در دميد * بارسالِ نى داد دم را گذر برخ برزد آن زلف عنبرفروش * بنى برزد انگشت وقت سحر همى گفت در نى كه اى لَوكَرى * غم خدمت شاه خوردى مخور

18 - بديع بلخى

ابو محمّد بديع بن محمّد بن محمود بلخى از شاعران معاصر ابو يحيى طاهر بن فضل بن محمّد چغانى ( م . 381 ) و معاصر منجيك و دقيقى بوده و در نيمهء دوم قرن چهارم ميزيسته است .
هامش
( 1 ) - قرقف : شراب ( 2 ) - در اصل المعجم ( ص 196 ) امير احمد منصور ، ولى چون وزن با قبول صحت متن المعجم صحيح به نظر نميرسد و هم از آنجا كه شاعر مداح نوح بن منصور بوده مصراع را قياسا به ترتيبى كه آورده شد تصحيح كرده‌ايم . ( 3 ) - المعجم ص 196
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 422 | ذبيح الله صفا