نبردى بپيوند او كس گمان * پرانديشه گشت اين دل شادمان
گذشته بر او ساليان دو هزار * گرايدون كه برتر نيايد شمار
گرفتم بگوينده بر آفرين * كه پيوند را راه داد اندرين
اگرچه نپيوست جز اندكى * ز بزم و ز رزم از هزاران يكى
هم او بود گوينده را راهبر * كه شاهى نشانيد بر گاه بر
ستايندهء شهر ياران بُدى * بمدح افسرِ تاجداران بُدى
بنقل اندرون سست گشتش سخن * ازو نو نشد روزگارِ كهن
من اين نامه فرّخ گرفتم بفال * همى رنج بردم در او ماه و سال
هزار بيت دقيقى ، كه فردوسى در شاهنامهء خود آورده است ، به اين بيت آغاز مىشود :
چو گشتاسپ را داد لهراسپ تخت * فرود آمد از تخت و بربست رخت
و بدين بيت ختام مىپذيرد :
بآواز خسرو نهادند گوش * سپردند او را همه گوش و هوش
رشتهء مطالب دقيقى همينجا يعنى آهنگ ارجاسپ تورانى بجنگ دوم خود و گردآوردن صد هزار سپاهى ، يكباره قطع مىشود و قطع شدن كلام بنحويست كه وقوع حادثهيى نامترقب را براى شاعر مىرساند . تنها همّت و جوانمردى استاد بزرگ طوس توانست اين منظومهء ابتر را محفوظ و از دستبرد زمانه ايمن دارد .
مطالب اين هزار بيت جز در بعض موارد همواره منطبق بر كتاب حماسى « اياتكار زريران » است كه ظاهرا هنگام نگارش داستان گشتاسپ در شاهنامهء ابو منصورى از آن استفاده شد و اگرچه ناقدان جديد ايراداتى برين شاعر وارد كردهاند ولى حقا گشتاسپنامهء او پس از شاهنامهء فردوسى از بدايع آثار حماسى شمرده مىشود .
عدد ابيات گشتاسپنامه را فردوسى هزار و عوفى بيست هزار « 1 » و حمد اللّه مستوفى سه هزار گفتهاند و بعيد نيست كه دقيقى غير ازين هزار بيت ابيات ديگرى ببحر متقارب در يك موضوع حماسى و شايد همين شاهنامه سروده باشد زيرا در ميان ابيات پراگندهء او بيتهاى حماسى ببحر متقارب پيدا مىشود كه در هزار بيت گشتاسپنامه نيست .
هامش
( 1 ) - لباب الالباب ج 2 ص 33