تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
فرّخى به آن امير چنين گفته بود : « اى خداوند ترا شاعرى آورده‌ام كه تا دقيقى روى در نقاب خاك كشيده است كس مثل او نديده است . » « 1 » 4 - امير ابو سعد مظفّر كه دقيقى چندجا در اشعار خود بنام او اشاره كرده است و ظاهرا او نيز از امراى چغانى بوده و حتى بعضى او را همان ابو المظفّر احمد بن محمد يا محمد بن محمد پنداشته‌اند « 2 » . قصيدهء معروف دقيقى بمطلع : « پريچهره بتى عيّار و دلبر . . . » در مدح همين اميرست . 5 - ابو نصر كه دقيقى در مرثيهء او دو بيت دارد :
دريغا مير بو نصرا دريغا * كه بس شادى نديدى از جوانى و ليكن رادمردان جهاندار * چنين باشند كوته زندگانى
و اين مير بو نصر ، امير ابو نصر بن ابو على احمد چغانى است « 3 » . آثار و اشعار دقيقى : از دقيقى قصائد و غزلها و قطعات و ابيات پراگنده‌يى در كتب تذكره خاصه لباب الالباب و مجمع الفصحا و كتب تاريخ و ادب مانند تاريخ بيهقى و ترجمان البلاغة و حدائق السحر و المعجم و كتب لغت خصوصا لغت فرس اسدى باقى مانده و همهء آنها دلالت تام بر استادى و مهارت و دقت خيال و لطافت معنى و روانى الفاظ اين شاعر استاد مىكند اما اثر جاويد و مهم او گشتاسپنامه يعنى قسمتى از شاهنامه است در شرح سلطنت گشتاسپ و ظهور زردشت و جنگ مذهبى ميان گشتاسپ و ارجاسپ تورانى . شروع بنظم شاهنامه پس از تأليف شاهنامهء ابو منصورى ( 346 هجرى ) و اشتهار آن صورت گرفت بدين معنى كه على الظاهر اين شاهنامه كه سومين شاهنامهء منثور فارسى و متقن‌تر و جامعتر از همهء آنها بود بتدريج در خراسان مشهور شده و در دربار سامانى طرف توجّه قرار گرفته و فكر نظم آن در ميان بود تا سرانجام در عهد نوح بن منصور كه جلوسش در سال 365 واقع شده است دقيقى عهده‌دار نظم آن گشت و هنوز
هامش
( 1 ) - چهار مقاله چاپ ليدن ص 39 ( 2 ) - آقاى تقىزاده در شمارهء 4 و 5 از سال پنجم مجلهء كاوه ص 18 ( 3 ) - شرح احوال و آثار رودكى ص 1265