يكايك ازو بختبرگشته شد * بدست يكى بنده بركشته شد
اين واقعه محققا پيش از سال 370 - 371 اتفاق افتاد زيرا چنان كه در شرح احوال فردوسى خواهيم ديد استاد طوس در حدود سال 370 يا 371 بنظم شاهنامهء ابو منصورى شروع كرد و درين هنگام چنان كه از سخنان فردوسى برميآيد دقيقى كشته شده بود و فردوسى بر آن بود كه كار ناتمام وى را تمام كند . از طرفى ديگر ميدانيم كه دقيقى نوح بن منصور ( 365 - 387 ) را مدح گفته است و بنابرين در سال 365 زنده بود و باز ميدانيم كه نظم شاهنامه بامر همين نوح بن منصور صورت گرفت و بنابرين به حكم عقل بايد قتل دقيقى را در حدود سالهاى 367 - 369 تصوّر كرد .
دقيقى با امراى سامانى و چغانيان هردو معاصر بوده و آنانرا مدح گفته است و ممدوحان معروف او اينانند :
1 - امير سديد ابو صالح منصور بن نوح سامانى ( 350 - 365 ) كه عوفى در لباب الالباب ابياتى از دقيقى در مدح او ذكر مىكند .
2 - امير رضى ابو القاسم نوح بن منصور بن نوح ( 365 - 387 ) كه باز عوفى ابياتى از دقيقى را در مدح اين امير ذكر كرده است و على الظاهر دقيقى بامر همين نوح بن منصور بنظم شاهنامه دست زده بود .
3 - امير فخر الدولة احمد بن محمد از آل محتاج ، امير چغانيان كه ممدوح منجيك و فرّخى و خود مردى شاعر و شعرشناس بوده است . دقيقى در خدمت آل محتاج تقرّب و حرمت وافر داشت و صلات جزيل ميگرفت . امير معزّى درين باب گويد :
فرخنده بود بر متنبّى بساط سيف * چونانكه بر حكيم دقيقى چغانيان
و فرّخى در قصيدهيى كه مدح ابو المظفّر در آن آمده است ذكر دقيقى و مدح او را ازين امير نموده است :
تا طرازندهء مديح تو دقيقى درگذشت * ز آفرين تو دل آگنده چنان كز دانه نار
تا بوقت اين زمانه مرو را مدت نماند * زين سبب گر بنگرى ز امروز تا روزشمار
هر نباتى كز سر گورِ دقيقى بر دمد * گر بپرسى ز آفرين تو سخن گويد هزار
و باز در چهار مقاله آمده است كه خواجه عميد اسعد كدخداى ابو المظفّر هنگام معرفى