تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
برادىّ او راد ماند بزُفت * بمردىّ او مرد ماند بزن
* * *
نفرين كنم ز درد فعال زمانه را * كو كبر داد و مرتبت اين كوفشانه « 1 » را آن را كه با مكوى « 2 » و كلابه « 3 » بود شمار * بربط كجا شناسد و چنگ و چغانه را
* * *
خوشا نبيد غارَجى « 4 » با دوستان يكدله * گيتى بآرام اندرون مجلس ببانگ و ولوله مجلس پراشيده « 5 » همه ميوه خراشيده همه * نُقل بپاشيده همه بر چاكران كرده يله
* * *
اندام دشمنان تو از تيرِ ناوكى * مانند سوك « 6 » خوشهء جَوباد آژده « 7 » زيبا نهاده مجلس و عالى گزيده جاى * ساز شراب پيش نهاده رده رده

12 - ابو المؤيّد بلخى

ابو المؤيّد بلخى كه نام او را در شمار نويسندگان قرن چهارم هم خواهيم ديد از شاعران مشهور آن قرن نيز شمرده مىشود . كنيهء او به همين صورت در لباب الالباب عوفى و مجمع الفصحا و بعضى از كتب قديم مانند ترجمهء تاريخ طبرى و مجمل التواريخ و القصص و تاريخ سيستان و لغت فرس اسدى و قابوسنامه « 8 » و غيره آمده و در تاريخ طبرستان ابن اسفنديار « مؤيد » تنها ذكر شده است . مولد او بلخ است و علاوه بر اشارات تذكره‌نويسان اين بيت از مقدّمهء بعض نسخ منظومهء يوسف و زليخا هم همين دعوى را تأييد مىكند :
هامش
( 1 ) - كوفشانه : جولاهه ( 2 ) - مكوى : افزار جولاهكان كه ماسوره را در ميان آن نصب كنند ( 3 ) - كلابه : از افزارهاى جولاهكان ( 4 ) - غارجى : بامدادى ، صبوحى ( 5 ) - پراشيده : پريشان شده ( 6 ) - سوك : خار خوشهء گندم و جو ( 7 ) - آژدن : چين و موج دادن ( 8 ) - ترجمهء تاريخ طبرى ص 40 . مجمل التواريخ ص 2 . تاريخ سيستان ص 35 . قابوسنامه ص 2 .