10 - خسروانى
ابو طاهر طيّب بن محمد خسروانى از شاعران عهد سامانى در خراسان بوده است . محمد عبده ( و بقولى فردوسى ) ازو بيتى را در قطعهيى تضمين كرده است :
به ياد جوانى كنون مويه دارم * بر آن بيت بو طاهر خسروانى
جوانى ببيهودگى ياد دارم * دريغا جوانى دريغا جوانى
و تضمين اين شعر ازو مسلّم ميدارد كه شاعر پيش از اواخر نيمهء دوم قرن چهارم ميزيسته است . عوفى گفته است كه او « از اماثل شعراى آل سامان بوده و در دولت ايشان با عيشى تنآسان » . از اشعار اوست :
فغان زان درنگت بهنگام صلح * فغان ز آن شتابت بهنگام جنگ
درنگم براحت همه ز آن شتاب * شتابم به مردن همه ز آن درنگ
نبودست عشق تو بىهجر هيچ * به يكديگر اندر ز دستند چنگ
نهنگى است هجران و درياست عشق * به دريا بود جاودانه نهنگ
رُخَت ديد نتوانم از آب چشم * سخن گفت نتوانم از بس غرنگ « 1 »
رخ تست خورشيد و ، خورشيد خاك * لب تست ياقوت و ، ياقوت سنگ
نه چون خسروانى نه چون تو ، بتا * بت و برهمن ديد مشكوى و گنگ
* * *
عجب آيد مرا ز مردم پير * كه همى ريش را خضاب كند
بخضاب از اجل همى نرهد * خويشتن را همى عذاب كند « 2 »
* * *
تا باز كردم از دل زنگار آز و طَمْع * زى هردرى كه روى نهم در فراز نيست
جاهست و قدر و منفعه آن را كه طمع نيست * عزّست و صدر و مرتبه آن را كه آز نيست
* * *
چهارگونه كس از من بعجز بنشستند * كزان چهار به من ذرهيى شفا نرسيذ
هامش
( 1 ) - غرنگ : غريو و فرياد
( 2 ) - المعجم ص 343