تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨

10 - خسروانى

ابو طاهر طيّب بن محمد خسروانى از شاعران عهد سامانى در خراسان بوده است . محمد عبده ( و بقولى فردوسى ) ازو بيتى را در قطعه‌يى تضمين كرده است :
به ياد جوانى كنون مويه دارم * بر آن بيت بو طاهر خسروانى جوانى ببيهودگى ياد دارم * دريغا جوانى دريغا جوانى
و تضمين اين شعر ازو مسلّم ميدارد كه شاعر پيش از اواخر نيمهء دوم قرن چهارم ميزيسته است . عوفى گفته است كه او « از اماثل شعراى آل سامان بوده و در دولت ايشان با عيشى تن‌آسان » . از اشعار اوست :
فغان زان درنگت بهنگام صلح * فغان ز آن شتابت بهنگام جنگ درنگم براحت همه ز آن شتاب * شتابم به مردن همه ز آن درنگ نبودست عشق تو بىهجر هيچ * به يكديگر اندر ز دستند چنگ نهنگى است هجران و درياست عشق * به دريا بود جاودانه نهنگ رُخَت ديد نتوانم از آب چشم * سخن گفت نتوانم از بس غرنگ « 1 » رخ تست خورشيد و ، خورشيد خاك * لب تست ياقوت و ، ياقوت سنگ نه چون خسروانى نه چون تو ، بتا * بت و برهمن ديد مشكوى و گنگ
* * *
عجب آيد مرا ز مردم پير * كه همى ريش را خضاب كند بخضاب از اجل همى نرهد * خويشتن را همى عذاب كند « 2 »
* * *
تا باز كردم از دل زنگار آز و طَمْع * زى هردرى كه روى نهم در فراز نيست جاهست و قدر و منفعه آن را كه طمع نيست * عزّست و صدر و مرتبه آن را كه آز نيست
* * *
چهارگونه كس از من بعجز بنشستند * كزان چهار به من ذره‌يى شفا نرسيذ
هامش
( 1 ) - غرنگ : غريو و فرياد ( 2 ) - المعجم ص 343
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 398 | ذبيح الله صفا