تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
اگرچه نام اين شاعر در تذكره‌ها نيامده و از احوال او اطلاعى در دست نيست ، ليكن چون خسروانى از مرگ او و جلّاب و بو المثل بخارى در شعر خود سخن گفته و بر آسايشى كه آنان به يارى مرگ از تحمّل اعباء حيات يافته‌اند رشك برده ، معلوم مىشود كه او همزمان خسروانى بوده يعنى در اواسط قرن چهارم يا اوايل نيمهء دوم آن قرن ميزيسته است . دليل بزرگ شهرت اين شاعر باستادى و اشعار رائع ، ذكر نام وى در كتب بلاغت و لغت و استشهاد اشعار اوست در آنها . با اينحال اشعار وى نيز مانند آثار بسيارى از شاعران بزرگ قرن چهارم در كام حوادث فرورفت و جز اندكى از آن چيزى بما نرسيد . چون در لغت فرس هنگام آوردن بيت مذكور از ابو طاهر خسروانى « واو » عطف باشتباه از ميان « شاكر » و « جلّاب » افتاده و اسم اين دو شاعر به صورت نام واحدى دنبال اسم بو المثل و در ذيل نام جلّاب بخارى ( شاعر معاصر شاكر ) آورده شده است براى مصحح و ناشر فاضل لغت فرس اين انديشه حاصل شد كه « شاكر جلّاب بخارى » نام يك شاعرست و مسوّد اين اوراق نيز بچنين اشتباهى دچار شده و اين اشتباه در مقالهء دو شاعر گمنام كه در شمارهء 3 از سال 2 مجلهء دانشكدهء ادبيات درج شده ، منعكس گرديده است ؛ ليكن بعد از تأمل كافى معلوم شد كه « جلّاب » نام شاعرى از اهل بخارا و شاكر نام شاعرى ديگر از همان شهرست و اين حدس مخصوصا از آنراه تأييد مىشود كه در مآخذى كه اشعار اين دو گوينده در آنها نقل شده نام جلّاب و ابيات او « مجموعا چهار بيت » جدا و نام شاكر با ابيات او جدا ذكر شده ، حتى در نسخهء چاپى لغت فرس كه اين اشتباه از آنجا ناشى شده است . از اشعار موجود شاكر بخاريست :
سردست روزگار و دل از مهر سرد نى * مى سالخورده بايد و ما سالخورد نى از صد هزار دوست يكى دوستِ دوست نى * وز صد هزار مرد يكى مردِ مرد نى
* * *
همه عشق وى انجمن گرد من * همه نيكوى گرد وى انجمن