شهيد مانند رودكى نزد شعراى بعد از خود مورد احترام بود و او را معمولا در رديف رودكى قرار ميدادهاند چنان كه در دو بيت منقول از دقيقى ديدهايم و درين بيت فرّخى مىبينيم :
شاعرانت چو رودكى و شهيد * مطربانت چو سركش و سركب
و درين بيت از خاقانى :
گرچه بُدست پيش ازين در عرب و عجم روان * شعر شهيد و رودكى نظم لبيد و بحترى
در صفت يگانگى آن صف چارگانه را * بنده سه ضربه مىزند در دو زبان شاعرى
از اشعار شهيد اين ابيات نقل مىشود :
اگر غم را چو آتش دود بودى * جهان تاريك بودى جاودانه
درين گيتى سراسر گر بگردى * خردمندى نيابى شادمانه
* * *
دانش و خواسته است نرگس و گل * كه بيكجاى نشكفند بهم
هر كرا دانش است خواسته نيست * و آنكه را خواسته است دانش كم
* * *
مرا بجان تو سوگند و صعب سوگندى * كه هرگز از تو نگردم نه بشنوم پندى
دهند پندم و من هيچ پند نپذيرم * كه پند سود ندارد بجاى سوگندى
شنيدهام كه بهشت آن كسى تواند يافت * كه آرزو برساند بآرزومندى
هزار كبك ندارد دل يكى شاهين * هزار بنده ندارد دل خداوندى
ترا اگر ملك چينيان بديدى روى * نماز بردى و دينار بر پراگندى
ترا اگر ملك هندوان بديدى موى * سجود كردى و بتخانهاش بركندى
بمنجنيق عذاب اندرم چو ابراهيم * به آتش حسراتم فگند خواهندى
ترا سلامت باد اى گل بهار و بهشت * كه سوى قبلهء رويت نماز خوانندى
* * *