تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
هدايت ابيات ديگرى ازو نقل كرده است « 1 » كه از آن جمله اين قطعه را ميآوريم :
جودىّ چنان رفيع اركان * عمان چنان شگرف مايه از گريه و آه آتشينم * گاهى پره است و گاه پايه « 2 »

6 - ابو شعيب هروى

ابو شعيب صالح بن محمد هم از شعراى قديم دورهء سامانى بوده است . عوفى او را در رديف شعراى متقدّم آن عهد آورده و هدايت « 3 » گفته است كه او اواخر زمان رودكى را دريافته . از اشعار او اين غزل را آورده‌اند :
دوزخى كيشى بهشتى روى و قدّ * آهوچشمى حلقه زلفى لاله خدّ سلسله جعدى بنفشه عارضى * كش سياوش افدَر « 4 » و پرويز جد لب چنان كز خامهء نقّاش چين * برچكد از سيم بر شنگرف مدّ گر ببخشد حُسنِ خود بر زنگيان * تُرك را بيشك ز زنگ آيد حسد بينيى چون تارَك « 5 » ابريشمين * بسته بر تارَك « 6 » ز ابريشم عقد از فروسو گنج و از برسو بهشت * سوزنى سيمين ميان هردو حدّ
علاوه‌برين غزل ابيات ديگرى نيز از ابو شعيب هروى در فرهنگ‌ها شاهد بعضى از لغات آورده شده است .

7 - ابو العباس ربنجنى

ابو العبّاس فضل بن عبّاس ربنجنى از شاعران استاد عهد سامانى و بنابر نظر عوفى « شعر او در غايت دقّت و نهايت رقّت » بود . مولد او ربنجن ( يا : ربنجان ) « 7 » از مضافات سمرقند بوده است . تاريخ ولادت و وفاتش معلوم نيست ولى چون عوفى قطعه‌يى ازو در مرثيت نصر بن احمد
هامش
( 1 ) - مجمع الفصحاء ج 1 ص 65 ( 2 ) - پايه : پاياب ، آنجا كه پاى بقعر آب رسد ( 3 ) - مجمع الفصحا ج 1 ص 66 ( 4 ) - افدر : عمّ ، مركب است از دو جزء « ا » از ادات نفى و « پدر » ( 5 ) - تارك بفتح راء : مصغر تار ( 6 ) - در اصل لباب الالباب ( ص 5 ) : بينى آن تارى ( 7 ) - احسن التقاسيم ، ليدن 1906 ، ص 266 . اين اسم در معجم البلدان ربيخان ضبط شده است .