مسدّس سروده شده و از جملهء ابيات خوب آن اين چهار بيت است كه در كتاب تحفة الملوك نقل شده است « 1 » :
تا جهان بود از سرِ آدم فراز * كس نبود از راز دانش بىنياز
مردمانِ بخرد اندر هرزمان * راز دانش را بهرگونه زبان
گرد كردند و گرامى داشتند * تا به سنگ اندر همى بنگاشتند
دانش اندر دل چراغ روشنست * وز همه بد بر تن تو جوشنست
رودكى غير از منظومهء كليله و دمنه مثنويهاى ديگرى نيز داشت و از آن جمله است يك مثنوى ببحر متقارب ( فعولن فعولن فعولن فعول ) و يك مثنوى ببحر خفيف ( فاعلاتن مفاعلن فعلن ) و يك مثنوى ببحر هزج مسدّس ( مفاعيلن مفاعيلن مفاعيل ) و يك مثنوى ديگر ببحر سريع ( مفتعلن مفتعلن فاعلات ) كه از همه ابيات پراگندهيى در دست داريم « 2 » .
غير ازين مثنويها رودكى انواع ديگر شعر از قبيل قصيده و قطعه و غزل و رباعى در موضوعات مختلف مدحى و غنائى و هجو و وعظ و هزل و رثاء و غيره داشته است كه همچنانكه گفتيم اكنون اندكى از آنها در دست است « 3 » .
از جملهء اشعار اوست :
آمد بهار خرّم با رنگ و بوى طيب * با صد هزار زينت و آرايش عجيب
هامش
- در و آن در » و ثانيا گفتار رودكى آنجا كه از صلات امير خراسان و اولياء او سخن ميگويد مىرساند كه مجموع صلات آن امير به او چهل هزار درم بوده است نه تنها صلهء نظم كليله و دمنه :بداد مير خراسانش چل هزار درم * وزو فزونى يك پنج مير ماكان بودتاريخ نظم كليله و دمنه را قدما از سال 320 تا سال سيصد و سى و اند معلوم كردهاند رجوع شود به « شرح احوال و آثار رودكى » حاشيهء ص 1076
( 1 ) - تحفة الملوك چاپ كتابخانهء طهران ، 1317 شمسى ص 12
( 2 ) - شرح احوال و آثار رودكى ص 1096 - 1112
( 3 ) - آقاى سعيد نفيسى تمام اشعار منسوب برودكى و اشعارى را كه واقعا ازوست در ج 3 احوال و آثار رودكى گرد آورده است .