تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
رودكى خوانده شد « 1 » . در صورتى كه اگر چنين ميبود ميبايست « رودى » گفته شود نه بتصغير ليكن در برابر اين وجه تسميهء غلط قول درست ديگرى است بر اينكه ويرا بسبب انتساب به رودك سمرقند رودكى گفته‌اند « 2 » . مولد رودكى در قريهء بنج از قراء رودك سمرقند بود . سمعانى در الانساب يك بار هنگام ذكر نسبت بنجى و بار ديگر هنگام ذكر نسبت روذكى ازين امر سخن گفته است . بنج از قراء بزرگ رودك و مركز آن بوده و به همين سبب به بنج رودك شهرت داشته است . ياقوت حموى نيز در معجم البلدان ازين قريه ياد كرده و رودكى را منسوب بدانجا دانسته است . بنج دو فرسنگ از سمرقند مسافت داشت . نسبت رودكى را برودك سمعانى صراحة در ذكر كلمهء رودكى بيان داشته و گفته است : « الروذكى بضمّ الراء و سكون الواو و فتح الذال المعجمة و فى آخرها الكاف ، هذه النسبة الى روذك و هى ناحية بسمرقند و بها قرية يقال لها بنج و هذه القرية قطب روذك » . رودكى را شاعران اغلب بنعوتى از قبيل استاد شاعران « 3 » و سلطان شاعران « 4 » ياد كرده‌اند و ذكر اين نعوت تنها از راه احترام و بزرگداشت آن استادست نه طريق ديگر . ولادت رودكى بحدس بايد در اواسط قرن سوم اتفاق افتاده باشد . از آغاز حيات او و كيفيت تحصيلاتش اطلاع دقيق در دست نيست . عوفى گفته است كه « چنان ذكى و تيزفهم بود كه در هشت سالگى قرآن تمامت حفظ كرد و قراءت بياموخت و شعر گفتن گرفت و معانى دقيق ميگفت چنانك خلق بر وى اقبال نمودند و رغبت او زيادت شد و او را آفريدگار تعالى آوازى خوش و صوتى دلكش داده بود و بسبب آواز در مطربى افتاده بود و از ابو العبك بختيار كه در آن صنعت صاحب‌اختيار بود بربط بياموخت و در آن ماهر شد و آوازهء او به اطراف و اكناف عالم برسيد و امير نصر بن احمد سامانى كه امير خراسان بود او را بقربت حضرت خود مخصوص گردانيد و كارش بالا گرفت . . . » « 5 » .
هامش
( 1 ) - اين قول را دولتشاه و آذر و هدايت آورده‌اند . رجوع شود بصحائف مذكور در حاشيهء صفحهء پيشين ( 2 ) - سمعانى در الانساب او را بسبب انتساب برودك « رودكى » دانسته است . ( 3 ) - كسائى در شعر مذكور در حاشيهء صفحه قبل ( 4 ) -از رودكى شنيدم سلطان شاعران * كاندر جهان بكس مگر و جز بفاطمى( 5 ) - لباب الالباب ج 2 ص 6 - 7