تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
عوفى در مقدمهء همين سخنان نوشته است كه « از مادر نابينا آمده » ليكن سمعانى و نظامى عروضى و صاحب تاريخ سيستان كه هريك سخنانى دربارهء رودكى گفته‌اند هيچيك بكورى او اشارتى ندارند اما از شاعران قريب العهد به او اشارت صريح درين باره در دست است مانند قول ابو زراعه دربارهء او :
اگر بكورى چشم او بيافت گيتى را * ز بهر گيتى من كور بود نتوانم
و مانند اشاره‌يى كه ابو حيّان توحيدى در كتاب الهوامل و الشوامل دربارهء كورى او كرده و گفته است : رودكى را كه اكمه بود و از مادر كور بزاد ، گفتند رنگ در نزد تو چگونه است ؟ گفت : مانند شتر ! « 1 » . از شاعران بعد از رودكى هم اشاراتى بكورى آن استاد داريم مانند :
استاد شهيد زنده بايستى * و آن شاعرِ تيره‌چشم روشن‌بين تا شاه مرا مديح گفتندى * بالفاظ خوش و معانى رنگين
( دقيقى )
اشعار زهد و پند بسى گفتست * آن تيره‌چشم شاعر روشن‌بين
( ناصرخسرو ) و استاد ابو القاسم فردوسى آنجا كه سخن از نظم كليله و دمنه گفته به نحوى سخن رانده است كه كورى رودكى از گفتار او دريافته مىشود :
گزارنده را پيش بنشاندند * همه نامه بر رودكى خواندند بپيوست گويا پراگنده را * بسفت اين‌چنين درّ آگنده را
از طرفى ديگر در اشعار شاعر باشاراتى بازميخوريم كه دلالت بر بينايى او در يك زمان مىكند « 2 » و اين اشارات مايهء حيرت خواننده مىشود چنان كه يا بايد در صحّت نسبت اين ابيات و يا در صحّت نقل آنها ترديد كرد و يا پنداشت كه رودكى در قسمتى از زندگانى خود بينا بود و بعد كور شد . اشارهء محمود بن عمر نجاتى صاحب كتاب بساتين الفضلا
هامش
( 1 ) - الهوامل و الشوامل چاپ قاهره سال 1951 ص 80 ( 2 ) -هميشه چشمش زى زلفكان خوشبو بود * هميشه گوشش زى مردم سخندان بود . . . چادركى ديدم رنگين بر او * رنگ بسى گونه بر آن چادرا . . .
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 373 | ذبيح الله صفا