تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
نخستين گَيّومرث آمذ بشاهى * بگيتى درگرفتش پيش گاهى « 1 » چو سى سالى بگيتى پاذشا بوذ * كى فرمانش بهرجايى روا بوذ
و انما ذكرت هذه الابيات لانّى رأيت الفرس يعظّمون هذه الابيات و القصيدة و يصوّرونها و يرونها كتاريخ لهم « 2 » » يكجاى ديگر در پايان سلطنت پادشاهان ساسانى گويد : « و انقضى امر ملوك الفرس و اظهر اللّه دينه و انجز وعده . . . و يقول المسعودى فى آخر قصيدته بالفارسية :
سپرى شذ زمان خسروانا * كه كام خويش راندند در جهانا » « 3 »
چنان كه از سخنان منقول مطهّر بن طاهر دريافته‌ايم اين قصيدهء ( يعنى منظومهء ) فارسى منظومه‌يى مزيّن ( - محبّر ) و ممتاز و نزد ايرانيان محترم و عزيز بود زيرا آن را بمنزلهء تاريخ ملّى خويش تصوّر ميكردند و تصاويرى بر آن ميافزودند . وزن اين منظومه ببحر هزج مسدس بود و تاريخ آن را محققا از اوايل قرن چهارم فروتر نميتوان آورد زيرا نام آن در كتاب البدء و التأريخ كه در وسط قرن چهارم تأليف شده ، آمده است و درين هنگام آن منظومه مشهور و طرف توجّه و داراى تصاوير بود . پس گويندهء آن ناگزير در اواخر قرن سوم و اوايل قرن چهارم ميزيسته است و منظومهء خود را در حدود سال 300 يا اندكى بيشتر يا كمتر ساخته و خشونت الفاظ و عدم انسجام و قلّت لطفى كه در برخى از كلمات ابيات سه‌گانهء آن مىبينيم دليل روشنى بر كهنگى اين منظومه و نشانه‌يى از اشكال كار شاعر در تطبيق كامل كلمات پارسى با اوزان عروضى است و بنابرين بايد قبول كرد كه اين اشعار بسيار كهنه و حتى كهنه‌تر از اشعار شعراى دربار نصر بن احمد سامانى و بدين طريق متعلّق باواخر قرن سوم است . شاهنامهء مسعودى مروزى در اوايل قرن پنجم هم شهرت و اهميت داشت و طرف
هامش
( 1 ) - اين بيت در اصل چنينست :نخستين كيومرث آمذ بشاهى * كرفتش بكيتى درون بيش كاهىو تصحيح قياسى است . ( 2 ) - البدء و التأريخ چاپHuartج 3 ص 138 ( 3 ) - ايضا ج 3 ص 173