لهو و آوردن افكار و مضامينى كه لازمهء آن باشد كشانيده است . ازين روى در اشعار شعراى اين دوره غالبا بقطعات يا تشبيهاتى كه نمايندهء اين فكر باشد بازميخوريم على الخصوص در پارهيى از ابيات بازماندهء رودكى و در اشعار منجيك و فرّخى .
داستانسرايى و قصهپردازى و آوردن حكايات و امثال هم در اشعار اين عهد معمول بوده است . رودكى غير از منظومهء كليله و دمنه كه نخستين منظومهء حكمى اين عهد و شامل قصص و مواعظ بود شش منظومهء ديگر نيز داشته كه بوزنهاى مختلف مانند متقارت و هزج و خفيف و غيره سروده و معلومست كه برخى از آنها منظومههاى عاشقانه بوده است . غير ازين منظومها ، داستانهاى عاشقانهء منظوم ديگرى هم درين عهد داشتهايم كه از برخى تنها ابيات پراگندهيى و از برخى ديگر نام و نشانى در دست است مانند مثنوى يوسف و زليخا منسوب بابو المؤيد بلخى و مثنوى آفريننامه از ابو شكور بلخى و مثنويهاى ديگرى ازو ببحر هزج مسدس و بحر خفيف و مثنويهاى « وامق و عذرا » و « شادبهر و عين الحيوة » و « سرخبت و خنگبت » از عنصرى .
* * * اينك براى تتميم فائده بذكر شاعران بزرگ اين دوره و اشعار آنان مبادرت ميجوييم . اگرچه عدد شاعران پارسىگوى درين دوره بسيارست چنان كه ذكر نام و اشعار آنان خود حاجت بتأليف كتابى مفرد دارد ، ليكن ما از ميان شاعران آن دوره بذكر كسانى كه از همه مشهورتر و نامآورترند درين مبحث اكتفا ميكنيم :
1 - مسعودى مروزى
مسعودى مروزى يكى از شاعران اواخر قرن سوم و اوايل قرن چهارم است كه اطلاعات ناقصى از احوال او در دست داريم .
وى نخستين كسى است كه شروع بنظم روايات تاريخى و حماسى ايران كرد و شاهنامهء منظومى پديد آورد . از شاهنامهء او اطلاع زياد در دست نيست . در كتاب « البدء و التأريخ » تأليف مطهّر بن طاهر المقدسى كه از كتب معتبر تاريخ و مؤلّف بسال 355 هجريست دوبار ازين منظومه ياد شده است يكى در پادشاهى گيّومرث بدين عبارت « و قد قال المسعودى فى قصيدته المحبّرة بالفارسية :