را نيز درك كرده باشد . تقرّب رودكى با مير نصر از حكايتى كه نظامى عروضى در چهار مقاله نقل كرده است آشكار مىشود « 1 » ولى برخى از اجزاى آن حكايت على الخصوص توقف چهار سالهء امير نصر در هرات درست به نظر نميآيد « 2 » و گويا قصيدهء : « بوى جوى موليان آيد همى . . . » كه اساس حكايت مذكور شده در بازگشت امير نصر ببخارا از يكى از سفرهاى پياپى و متعدد او سروده شده باشد .
ديگر از ممدوحان رودكى امير شهيد ابو جعفر احمد بن محمد بن خلف بن الليث معروف به « بانويه » از امراى صفّارى بود كه از سال 311 تا 352 حكومت ميكرد . وى مردى دانشمند و مطّلع از علوم اوايل و علوم مذهبى و ادبى و از مشوّقان بزرگ علما و ادبا و شعرا در عهد خود بوده است . اين امير بر اثر رفتار نابهنجارى كه ماكان بن كاكى با رسول او كرده بود ، هنگامى كه آن امير ديلمى بعد از قطع روابط خود با امير نصر ابن احمد در كرمان بسر ميبرد ، ناگهان بر او تاخت و او را مقيّد ساخت و بسيستان برد و بعد از چندى رها كرد . امير نصر بعد از استماع اين خبر مجلسى به ياد ابو جعفر بانويه ترتيب داد و هدايايى براى او فرستاد و رودكى همراه آن هدايا قصيدهيى در وصف مجلس امير خراسان و مدح ابو جعفر فرستاد بدين مطلع :
مادر مى را بكرد بايد قربان * بچهء او را گرفت و كرد بزندان
اين قصيده كه در بعضى از نسخ ديوان ابو منصور قطران تبريزى نيز ثبت شده بتمامى در تاريخ سيستان آمده است « 3 » و وصفى كه شاعر در تشبيب آن قصيده از شراب كرده از زيباترين خمريات شعراى پارسى زبانست .
ديگر از ممدوحان رودكى ماكان بن كاكى است كه ذكر او پيش ازين گذشت « 4 » و رودكى چنان كه خود گفته است « 5 » ازو صلات و جوائزى گرفت .
هامش
( 1 ) - چهار مقاله ص 22 - 33
( 2 ) - رجوع شود به تاريخ ادبيات تأليف آقاى فروزانفر ص 12
( 3 ) - تاريخ سيستان ص 317 - 323
( 4 ) - رجوع شود به همين كتاب ص 210 - 211
( 5 ) - همين كتاب ص 374