تغزلاتى كه در آغاز قصائد اين عهد ديده مىشود نوعى از اشعار غنائى بسيار دلانگيزست كه مخصوصا از اواسط عهد سامانى ببعد رائج بود . اولين شاعرى كه توانست از عهدهء سرودن تغزلات شيرين در آغاز قصائد به خوبى برآيد و در ايجاد ارتباط ميان تغزل و مدح مهارت و قدرت نشان دهد دقيقى است و چند غزلى هم كه ازو بدست آمده لطف خاص دارد . تغزلات قصيدهسرايان ميدان وسيعى براى وصف معاشقات شعرا با معشوقگان خود ايجاد كرده و هريك از گويندگان درين ميدان به نحوى جلوهگر شدهاند و مبالغه نيست اگر بگوييم عاليترين و مطبوعترين تغزلات اين عهد را در قصائد فرّخى سيستانى مىبينيم زيرا او روانى كلام و سادگى فكر و صراحت گفتار خود را با احساسات رقيق طورى آميخته و با چنان ملاحت سخن گفته است كه هرخواننده را در هر عصر و زمان كه باشد مجذوب مىكند و لذّت مىبخشد .
در اواخر عهدى كه مورد مطالعهء ماست چند شاعر غزلسراى خوب مانند عنصرى و فرّخى داريم . در آثار ديگر شعراى قرن چهارم و پنجم مانند فردوسى و خسروى و رابعه بنت كعب قزدارى و لوكرى و خسروانى و معروفى بلخى و آغاجى بخارايى و نظاير آنان نيز غزل و ابيات غنائى بسيار مىيابيم .
غزلهاى قرن چهارم و آغاز قرن پنجم اگرچه حاوى معانى ساده و دلانگيز عاشقانهاند اما از كلمات خشن و بعضى تركيبات مطنطن كه بيشتر شايستهء قصايدست خالى نيستند و ذكر نام شاعر در پايان غزلها كمتر معمول است و غزلها معمولا كوتاهست .
مديحهسرايى از آغاز ادب فارسى بپيروى از شعر عربى معمول بود . در تمام اين عهد شعراى بزرگ دربارى بمدح پادشاهان و سلاطين و رجال دربارى آنان سرگرم بودند . معمولا هرشاعر مدّاح وظيفه و راتبهيى داشت و در برابر آن موظف بود پادشاه را در اعياد و ايام رسمى و فتوحات و غيره مدح گويد . پيداست كه با هرمدحى ممكن بود صلات جديد نيز دريافت دارد . صلات وزرا و امراء بزرگ هم عوايد تازهيى براى شاعران تشكيل ميداد . شاهان سامانى و بعد از آنان سلاطين غزنوى با تموّل سرشار خود انعام جزيل و صلاتگران بمدّاحان خود ميدادند و از ميان آنان خصوصا
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 367
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص٣٦٧