تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
خواهد كرد . تحوّل اوزان شعرى و تكامل آنها در اشعار فارسى اوايل قرن چهارم نسبت بقرن سوم آشكارست و اين سير تكاملى را در اشعار تمام قرن چهارم و آغاز قرن پنجم مشاهده ميكنيم . بر اثر اين سير تكاملى گنجيدن الفاظ در بحور سهل‌تر گشت و اوزان مطبوعتر و دلنشين‌تر شد . با اينحال درين دوره اوزانى از شعر مىبينيم كه در ادوار بعد متروك ماند ، مانند :
مىآرد شرف مردمى پديد * آزاده‌نژاد از درم خريد
( رودكى ) بر وزن « مفاعيل مفاعيل فاعلان » ( از متفرّعات بحر قريب )
ترك از دَرم درآمد خندانَك * آن خوب‌روى چابك مهمانَك
( رابعه بنت كعب ) بر وزن « مفعول فاع‌لاتن مفعولن » ( از متفرّعات بحر هزج )
چنان دانى كم خواستار نيست * يا شهرِ مرا جز تو يار نيست
( خسروى ) بر وزن « مفاعيلن مفعول فاعلان » ( از متفرّعات بحر قريب )
اى باد ز بهر غريب را * درودى ببر از من حبيب را
( بلحسن اورمزدى ) مفعولن مفاعيلن فاعلن ( از متفرّعات بحر قريب )
مجلس بساز اى بهار پدرام * باده درافگن بيك منى جام
( فرّخى سيستانى ) مستفعلن فع مستفعلن فاع ( از متفرّعات بحر رجز ) و نظاير اين ابيات و اوزان كه در شعر دورهء سامانى و دورهء اول غزنوى كم نيست و در ادوار بعد ميان اشعار شاعران ديده نميشود . گويا يكى از علل بزرگ وجود اين گونه اوزان در شعر فارسى قرن چهارم و اوايل قرن پنجم آن بوده است كه درين روزگار غالبا اشعار با الحان موسيقى همراه بوده