از حملهء تاتار در ماوراء النهر بود گويد ديوان رودكى به صد دفتر برميآيد « 1 » . و چندى پيش ازو رشيدى سمرقندى شاعر دربار خضر خان خاقان سمرقند نسخه يا نسخى از ديوان آن شاعر بزرگ را بتمامى ديده و عدد ابيات آن را بعد از چندبار شمردن در يكى از قطعات خود معلوم كرده بود « 2 » ولى بعد از حملهء مغول اثرى ازين ديوان جز آنچه در كتب ادب از آن نقل شده مشهود نماند و نظير اين سرنوشت را ميتوان براى بسيارى ديگر از شاعران عهد سامانى هم تصوّر كرد .
از اواخر عهد سامانى تا پايان دورهء اول غزنوى بنام و آثار چند تن از شاعران كثير الشعر و استاد بازميخوريم كه بر اثر شهرت و عظمت مقام و فصاحت و جزالت كلام آثار آنها كمتر از ديگر شعرا دستخوش تطاول زمان شد و از آن قبيلاند فردوسى و عنصرى و فرّخى و منوچهرى ، ليكن اين چند تن در برابر شاعران متعدد استاد ديگرى كه مورّخان از وجود ايشان در دربار محمود و مسعود غزنوى خبر دادهاند كماند و مثل آنست كه تنها چيزى كه توانست ضامن بقاء مقدارى از اشعار شعراى اين عهد در برابر حوادث و مصائب پياپى روزگاران بعد شود ، شهرت و فصاحت و مطبوع بودن كلام در قسمتى از آنها و اقبال و توجّه آيندگان بدانها بوده است . با اينحال آنچه از اشعار اين عهد بما رسيده بسيارست و ما بوسيلهء آن مايه شعر ميتوانيم در سبك و روش اغلب گويندگان بتحقيق و مطالعه پردازيم و بر رويهم از چگونگى حالت شعر و شعرا اطلاعات كافى بدست آوريم .
از خصائص عمدهء شعر پارسى درين عهد سادگى و روانى كلام و فكر درآنست .
از تعقيد و ابهام و خيالات باريك دور از ذهن و ذوق در آن كمتر اثرى مىيابيم ، اگر كلمات متروك پارسى درى را كه بتناسب محيط و دوره در اشعار آن عهد آمده و براى مردم مشرق در آن روزگار قابل فهم بوده است ، در نظر نگيريم ، آثار سادگى و روانى كلام را در سراسر اشعار آن دوره مشاهده ميكنيم و كمترين آشنايى با لهجهء كهنهء قرن چهارم و آغاز قرن پنجم ما را در فهم زيبايى و فصاحت معجزهآساى اشعار آن عهد ياورى
هامش
( 1 ) - لباب الالباب ج 2 ص 7
( 2 ) - شعر او را برشمردم سيزده ره صد هزار . . .